بنام دانشگاه عشق که دلم دانشجوی اوست
عمر آدمی میگذرد  کسی باخود چیزی نمیبرد 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید



۱۷راز سر به مهر آقایون

3123131.jpg

اگر دختری در سنین ازدواج هستید، بهتر است مردان را بهتر بشناسید…

شناخت روحیه مردان نه تنها مشکلات زوجین را کم می کند بلکه باعث برقراری رابطه بهتر بین آنها می شود. روان شناسانی که نقش جنسیت را در برقراری ارتباط مطالعه می کنند، این ۱۷ نکته را در مورد شناخت مردان با اهمیت می دانند.

۱) مردان در مورد احساسشان صحبت می کنند اما…

مردان ترجیح می دهند درمورد احساساتشان غیرمستقیم صحبت کنند. پس از همسرتان بخواهید برنامه اش را برای تعطیلات آخر هفته بگوید یا اینکه فکر و تصور خود را در مورد شما و اولین باری که شما را ملاقات کرده است، بیان کند. پاسخ او روشن می کند احساسش چیست و این گونه خود را به شما نزدیک تر می بیند.

۲) مردان با کارهایشان دوست داشتن را بیان می کنند

بیشتر مردان ترجیح می دهند احساسات و حس دوست داشتن را با انجام برخی کارها بیان کنند، مثلا وقتی وسایل خراب خانه را تعمیر یا حیاط را تمیز می کنند یا سطل زباله را بیرون می برند، دوست داشتن خود را نشان می دهند. حتی خرید کردن برای خانه و زیباسازی محیط آن هم بیانگر این است که شما را دوست دارد.

۳) مردان ازدواج را جدی می گیرند

مردان معمولا از ابراز سریع نظر خود واهمه دارند. شواهد نشان می دهد آنها ازدواج را بیشتر جدی می گیرند ولی ممکن است مدت طولانی تری طول بکشد تا احساس خود را بیان کنند زیرا می خواهند مطمئن شوند کاری که انجام می دهند، درست است. نتایج یک بررسی روی مردان متاهل نشان داد وقتی مردی با اطمینان کامل تصمیم به ازدواج می گیرد، همه جوانب را بررسی کرده و بیشتر معیارها را مطابق میل خود می بیند. ۹۰ درصد مردان می گویند اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، با همین همسرشان ازدواج خواهند کرد.

۴) او یک شنونده واقعی است

بیشتر ما خانم ها وقتی حرف های دیگران را گوش می کنیم معمولا با حرکات اشاره و بدن و گفتن کلماتی مثل بله یا نه یا می دانم به آنها نشان می دهیم به حرف هایشان گوش می دهیم. این اشاره ها، بخشی از نظر و درک ما را به فردی که در حال صحبت است، منتقل می کند اما این در مورد مردان صدق نمی کند. وقتی که با همسر خود صحبت می کنید و چیزی نمی گوید یا حرکتی از او نمی بینید، به معنی آن نیست که گوش نمی دهد بلکه ترجیح می دهد ساکت باشد و درمورد آنچه شما می گویید، فکر کند.

۵) مردان بیشتر عمل می کنند

مردان روابطشان را با عمل تقویت می کنند، نه احساس. بسیاری از مردان، با انجام فعالیت هایی مانند ورزش و پیاده روی همراه همسرشان و رابطه زناشویی سعی می کنند به همسرشان نزدیک تر شوند.

۶) مردان زمانی را برای خود می خواهند

اگرچه مردان سعی می کنند در بسیاری از فعالیت های خانواده مشارکت کنند اما همه آنها نیاز دارند زمانی مخصوص خود داشته باشند. زمانی که تنها در گوشه ای بنشینند و تفکر کنند. اگر چه مردان از انجام بازی شطرنج، باغبانی یا رفتن به باشگاه ورزشی لذت می برند اما مثل همه، گاهی دوست دارند کسی در کنارشان نباشد و به تنهایی به کارهای مورد علاقه شان بپردازند. وقتی هر یک از زوجین زمان و مکانی را برای تنهایی داشته باشند، بیشتر به هم علاقه مند خواهند شد.

۷) مردان مثل پدرانشان عمل می کنند

اگر می خواهید بدانید مردی که قصد دارید با او ازدواج کنید چگونه مردی است و چه رفتاری دارد، به رفتارهای پدرش نگاه کنید. مردان نقش خود و رابطه با همسرشان را از پدرشان می آموزند. اگر می خواهید بدانید که چگونه با شما رفتار خواهد کرد، ببینید پدرش چه رفتاری با مادرش دارد.

۸) مردان زبان بدن را نمی دانند

مردان کمتر درمورد زبان اشاره و حرکات بدن می دانند و تغییر لحن صدا و حرکات صورت برای آنها کمتر مفهوم دارد. همچنین ممکن است دیرتر ناراحتی زنان را که در چهره شان نمایان است یا پیام های اشاره ای و لحن صدا را تشخیص دهند، بنابراین اگر می خواهید مطمئن شوید پیام را دریافت کرده اند مستقیما آن را بیان کنید.

۹) واکنش مردان سریع تر است

زنان در واکنش نشان دادن به برخی امور و کارها دیرتر از مردان عمل می کنند و مدت طولانی تری برای بیان واکنش و تفکر نیاز دارند. حتی ممکن است در مقابل مردان بیشتر احساس اضطراب و استرس داشته باشند اما مردان در مقابل حوادث واکنش سریع تری نشان می دهند بنابراین وقتی هنوز می خواهید درمورد مباحث شب گذشته صحبت کنید، ممکن است همسرتان آن را از یاد برده باشد.

۱۰) مردان به قدردانی واکنش نشان می دهند

قدردانی از همسر می تواند تفاوت زیادی در رفتارهای آنها و روابطشان ایجاد کند. مطالعه ها نشان می دهد وقتی از زحمات مردان قدردانی و به آنها ارزش گذاشته می شود، بیشتر سعی می کنند در انجام کارهای خانه و مراقبت از کودک خود را درگیر کنند و خود را تکیه گاه خواهند دانست.

۱ ۱) رابطه زناشویی برای مردان بسیار مهم است

برای بسیاری از مردان، رابطه زناشویی بسیار مهم است در حالی که برای زنان این طور نیست. برای مردان صمیمیت در روابط زناشویی بسیار رضایت بخش تر از خود رابطه زناشویی است.

۱۲) مردان دوست دارند زنان اول شروع کنند

بسیاری از مردان دوست دارند همسر آنها شروع کننده رابطه زناشویی و مشتاق این رابطه باشد بنابراین از ابراز عشق به همسر خود خجالت نکشید و اجازه دهید که بداند شما خواهان رابطه زناشویی هستید. شروع رابطه زناشویی از سوی زن می تواند باعث رضایتمندی بیشتر زوجین شود.

۱۳) مردان همیشه مشتاق نیستند

مردان برخلاف تصور زنان همیشه حوصله رابطه زناشویی را ندارند. مردان هم مانند زنان دچار استرس می شوند. استرس شغلی، خانوادگی و پرداختن صورتحساب ها از بزرگ ترین عوامل کاهش دهنده میل جنسی در مردان هستند. وقتی یک مرد یک بار برای رابطه زناشویی تمایل ندارد، به معنی آن نیست که برای همیشه میل و علاقه اش را به شما از دست داده است. او فقط در آن لحظه تمایلی به برقراری روابط زناشویی ندارد.

۱۴) مردان زیاد به روابط زناشویی فکر می کنند

بیشتر مردان زیر ۶۰ سال حداقل یک بار در روز به روابط زناشویی فکر می کنند در حالی که فقط یک چهارم زنان یک بار در روز به این موضوع فکر می کنند. همچنین مردان ۲ برابر زنان درمورد روابط زناشویی رویاپردازی می کنند و جالب است که رویاهای آنها بسیار متفاوت از عملشان است. مردان درمورد روابط زناشویی نسبت به آنچه زنان فکر می کنند، جدی نیستند و تصورات آنها شبیه آنچه انجام می دهند، نیست.

۱۵) مردان، لذت بردن همسر خود را دوست دارند

خوشحالی و شادابی یک زن برای همسرش بسیار بااهمیت است. یک مرد تا زمانی که همسرش درمورد احساسش صحبت نکند از آن باخبر نمی شود، بنابراین بهتر است احساسات و خواسته هایتان را بیان کنید. خواسته خود را صریحا بگویید، زیرا مردان طفره رفتن را دوست ندارند. اگر خواسته خود را واضح بیان کنید، نه تنها گوش می کند، بلکه از خشنود شدن شما احساس خوبی خواهد داشت.

۱۶) مردان درمورد ظاهر خود دچار اضطراب می شوند

بسیاری از مردان در برخی موقعیت ها دچار اضطراب می شوند، مخصوصا وقتی سنشان افزایش پیدا می کند. یک مرد ممکن است در مورد جسم و توانایی های خود نگران شود. اگر می توانید، به او کمک کنید تا روش های آرام سازی را یاد بگیرد و مطمئنش کنید هنوز هم او را مانند قبل دوست دارید، در این صورت کمتر در روابط زناشویی دچار استرس می شود.

۱۷) مردان نیاز دارند دوست داشته شوند

اگر یک مرد احساس کند از سوی همسر مورد بی محبتی قرار گرفته ، ممکن است به فرد دیگری متمایل شود تا رضایت او را جلب کند. برای پرهیز از این موضوع زنان باید نیازهای عاطفی همسر خود را درک کنند و برای رفع نیازهای وی بکوشند.

[ جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:50 ] [ دی جی تنها ]
چگونه هدیه ای مناسب برای آقایان تهیه کنیم؟


 

 

هدیه مناسب,هدیه ای مناسب برای آقایان

هدیه ای مناسب برای آقایان

هر چند هیچ هدیه مناسبی وجود ندارد که به وسیله آن بتوان تمام آقایون را راضی نگه داشت، امااین ۶ نکته شما را با ذهنیت خرید هدیه آشنا می کند و به شما کمک می کند هدیه ای را برایشان انتخاب کنید که از ته دل آنرا دوست بدارند.

 

معمولاً خریـدن کادو برای آقـایـون کــار ساده ای نیست؛ اما باید به این فکر باشیم که معمای "چه چـیز می تـوانـم بـه او هـدیـه بـدهـم کـه دوسـت داشته باشد؟ " را به هر نحوی که شده حل نماییم.

 

اگر همسری دارید که هر چیزی که فکرش را می کنید، دارد ( البته بجز یک لامبورگینی نیم میلیون دلاری )، یا یک برادر که هر روز سرگرمی هایش را تغییر می دهد، و یا پدری که به شما می گوید هیچ چیز نمی خواهد برایش بخرید – به ویژه چیزهایی که خیلی دوست می دارد – بنابراین در این شرایط، تهیه کادوی مورد علاقه هر یک از افراد مذکور، کار واقعا چالش آمیزی است.

 

هر چند هیچ هدیه مناسبی وجود ندارد که به وسیله آن بتوان تمام آقایون را راضی نگه داشت، اما این ۶ نکته شما را با ذهنیت خرید هدیه آشنا می کند و به شما کمک می کند هدیه ای را برایشان انتخاب کنید که از ته دل آنرا دوست بدارند.

 

1 - به کارایی فکر کنید نه به احساساتی که القا می کنند

 

پروفسور " مارگارت راکر " دارای دکترای روانشناسی و متخصص در امور هدایا، معتقد است که: " در روابط میان جنس های مخالف، باید به این نکته توجه داشت که آقایون تصور می کنند کادو تنها یک مبادله اقتصادی است. " در حالی که ممکن است یک خانم از خانه ای پر از گل رز حیرت زده شود، یک مرد، بیشتر از هدیه ای خوشش می آید که بتواند آنرا نگهداری کرده و از آن استفاده کند. حالا به نظرتان چوب های بیلیاردی که ستاره های زیبا روی آن نقاشی شده باشند، و یا یک جفت دمپایی رو فرشی جدید چطور است.

 

2 - ببینید چه می خواهد

 

همانطور که می دانید خانم ها زمانی که کادویی را می خواهند معمولا در لفافه به آن اشاره می کنند و سعی می کنند با اشاره غیر مستقیم توجه آقایون را به سمت آن جلب کنند، اما آقایون هیچ علاقه ای به انجام این کار ندارند، آنها دقیقا چیزی را که می خواهند، به زبان می آورند.

 

به جای اینکه وقت خود را تلف کنید و به دنبال یک " سورپرایز " برای آنها باشید، فقط چیزی که آنها می خواهند را برایشان تهیه کنید و خواهید دید که این مطلب آنها را بیش از پیش خوشحال می کند.

 

نکته اصلی در اینحا این است که ببینید او چه می خواهد و همان را برایش تهیه کنید، نه چیزی که خودتان دوست دارید را بخرید. ( یا چیزی که فکر می کنید برایش مناسب است )

 

3 - به علایق او توجه کنید

 

ما به دنبال خرید کادویی کاربردی برای آقایون هستیم به همین دلیل باید مطمئن شویم که او به آن علاقه دارد. اگر احساس می کنید به ورزش علاقه دارد، می توانید برایش بلیت های یک مسابقه ورزشی را که دیگر در بازار موجود نیستند را خریداری کنید و یا وسایل ورزشی خاطره آمیز ( مثلا توپ فوتبالی که عکس تیم قهرمان مورد علاقه اش روی آن حک شده باشد ) را برایش تهیه کنید.

 

مردی که باغبانی را دوست داشته باشد، یک وسیله باغبانی و یا یگ گیاه کمیاب، او را بیش از پیش خوشحال خواهد کرد. آیا او به تماشای فیلم علاقمند است؟ شاید یک DVD Player و یا سیستم صوتی دالبی و یا حتی چند تا CD و DVD برایش جالب تر از هر وسیله ی دیگری باشد.

 

4 - از هدایای معمولی پرهیز کنید

 

این قانون همانطور که برای خانم ها کاربرد دارد، در مورد آقایون نیز صحت دارد. بیشتر مردم، از جمله آقایون، هیچ ارزشی برای کادوهای رایج و پیش پا افتاده قائل نیستند.

 

این قبیل هدایا، مانند: جوراب و لباس زیر که هر سال به او می دهید به عنوان کادوهایی " کم ارزش " شناخته می شوند و طرف مقابل احساس می کند که شما برای تهیه آنها هیچ تلاشی نکرده و هیچ زحمتی به خودتان نداده اید؛ به گفته " راکر " همه این نوع کادوها به یک چشم دیده می شوند.

 

راکر می گوید: " اگر هدیه مورد نظر شما، همان کادویی باشد که در جا رختی نگهداری می کنید، می توانید آنرا به هر کسی که می خواهید بدهید و ارزش خاصی نخواهد داشت. "

 

5 - چیز جالبی در آن وجود داشته باشد

 

هر چند تعداد بسیار زیادی از آقایون برای یک کادوی کاربردی ارزش بسیار زیادی قائل می شوند (یک دست لباس کار جدید، لوله آبیاری، و …) اما اگر بخواهیم کلی صحبت کنیم، آقایون بیشتر کادویی را دوست می دارند که برایشان جالب باشد.

 

البته اینجا یک استثنا هم وجود دارد و مربوط می شود به کسانی که دارای درآمد ثابتی هستند و سن و سالی از آنها گذشته؛ که در این مورد آنها بیشتر چیزی که در حال حاضر به آن نیاز دارند را ترجیح می دهند.

 

باید چیزی را پیدا کنید که آقایون از آن استفاده کنند، اما در عین حال استفاده کردن از آن نیز برایشان جالب باشد. هدیه شما نباید چیزی باشد که تنها به درد کار بخورد؛ برای مثال اگر برای یک مرد، یک ست کامل جعبه ابزار بخرید، مثل این است که برای یک خانم جارو برقی بخرید، مگر اینکه آقا عاشق مکانیکی باشد و شما هم همان جعبه ابزاری را برایش تهیه کنید که مدتها به دنبالش بوده.

 

6 - از عقلتان هم کمی استفاده کنید

 

آقایون هم بدشان نمی آید که احساس دوست داشته شدن بکنند؛ یک هدیه متفکرانه به راحتی می تواند در آنها احساس عشق و پشتیبانی را بیدار کند. اما به راستی چه چیز باعث می شود یک کادو متفکرانه جلوه کند؟ پیدا کردن چیزی که او دوست می دارد و به آن علاقمند است.

 

هر چند وقت یکبار هم می توانید کادویی به او هدیه دهید که خودتان برایش درست کرده باشید، مثل تابلویی که بر روی آن تصویر مورد علاقه اش را نقاشی کرده اید، و یا یک جعبه پر از شیرینی های خانگی که دوست می دارد.

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 0:44 ] [ دی جی تنها ]

مدیران موفق چگونه می اندیشند؟

تجارت و درآمد | مدیران موفق چگونه می اندیشند؟ در دنیای امروز، مدیریت منبع های انسانی، یک هنر و تخصص ویژه می باشد. افرادی که چنین هنر و تخصصی دارند، با آرامشی عمیق به هدف های مدیریتی خود نائل می شوند. مدیران موفق، اندیشه های متعالی دارند و بر مبنای یک نظام ارزشی مثبت در مسیر تعالی سازمانی و فردی، گام برمی دارند.
 

آنان هر روز با فکری تازه و ناب در عرصهٔ مدیریت پا می گذارند و از فرصت ها و امکانات به نحوی شایسته استفاده می کنند. ناملایمت های مسیر مدیریتی، آنان را ناامید نمی کند و هر مسئله ای را فرصتی برای رشد قابلیت های فردی و سازمانی خود می دانند. مدیران اندیشمند و موفق، با روحیه ای عالی، فرصت های بهبود را شناسائی و بر مبنای یک برنامهٔ مدون، اصلاحات لازم را انجام می دهند.
اصلی ترین شاخص ها و ویژگی هائی که مدیران موفق دارند، به شرح زیر می باشد:

1) نگرش و باورهای مثبت:

مدیرانی که با نگرش و باورهای مثبت، موضوع ها و مسائل را می نگرند، بهترین راه کارها و انتخاب ها را خواهند داشت. قانون زندگی، قانون باورهاست. هرکس به میزان باورهای مثبت، به موفقیت می رسد. باورهای یک مدیر، اندیشه ها و تصمیم هایش را می سازند و مسیر حرکتی او را مشخص می نمایند. ذهن انسان، این گونه طراحی شده است که به هر چیزی که فکر کند، به طرفش کشیده می شود و در نهایت، آن را به دست می آورد؛ حتی اگر آن چیز را دوست نداشته باشد.
مدیران موفق، با باورها و نگرش های مثبت به موضوع ها، نگاه می کنند و چون یکی از اصلی ترین باورهای شان، ”باور توانستن“ است، پس در هر عرصه ای که وارد می شوند، با ذهنیتی مثبت، فعالیت های خود را انجام می دهند.
براساس آخرین تحقیق های علمی، تعداد سلول های مغز یک انسان، 100 بیلیون می باشد که انسان ها فقط از 2 درصد توانائی های این سلول ها استفاده می کنند.
مدیران پویا و اندیشمند، با خلاقیت، ابتکار و با پشتوانهٔ باورها و نگرش های مثبت، از قدرت و توان مغزی خویش به طور مطلوب تری استفاده می نمایند.

2) استفادە مناسب و صحیح از توان افراد:

یک مدیر موفق، قابلیت ها و توان افراد زیرمجموعهٔ خود را شناسائی و بر مبنای آن، مسئولیت ها را تفویض می نماید. ممکن است در یک مجموعه، توان و انرژی بسیار بالائی وجود داشته باشد، اما به دلیل عدم استفادهٔ صحیح، نتیجهٔ عکس، حاصل شود. یک رود بسیار پرآب را در نظر بگیرید؛ اگر برای هدایت و کنترل درست آن، برنامه ای نباشد، از آن نعمت عظیم خداوندی، استفادهٔ درستی نمی شود و بیهوده هدر می رود. اما اگر جلوی آن، سدی بسته شود و به طور صحیحی به کار گرفته شود، نتیجه های بسیار ارزشمند و باورنکردنی ایجاد می شود.
یک مدیر توانمند و لایق به طور دقیق، روحیه ها و قابلیت های کارمندان خویش را می شناسد و با کمال اطمینان و اعتقاد، فعالیت های آنان را حمایت، تشویق و در زمان های ضروری، پیشنهادهای اصلاحی را اعلام می نماید.

3) محبوبیت اجتماعی:

انسان هائی که دارای محبوبیت اجتماعی هستند، می توانند مدیران موفقی نیز باشند. محبوبیت، کلام و رفتار انسان را جذاب و دلنشین می کند. مدیرانی که کارمندان شان، آنان را از صمیم قلب دوست دارند، در کارهای شان موفق تر هستند؛ آنان با حسن رفتارشان در دل های اطرافیان خود نفوذ می کنند و دیگران نیز با عشق، به آنان خدمات ارائه می نمایند.
یک مدیر شایسته می بایست همواره با خوش روئی و صداقت، بر قلب کارمندان خود، مدیریت و آنان را با خود همراه کند.
رمز و راز محبوب شدن یک مدیر، خیلی پیچیده نیست؛ فقط می بایست صادقانه به هر آنچه که می گوید، عمل کند و با کارمندانش، ارتباطی صمیمی برقرار نماید؛ آنان را دوست بدارد و همیشه نگاهی مهربانانه به آنان داشته باشد و کلمه ها و جمله های مثبت و پرانرژی را در ارتباط با آنان به کار ببرد.

4) مشارکت همه برای ساختن:

استاد بزرگی همیشه در برخورد با مسائل پیچیده، این جمله را زمزمه می کرد:

”یا راهی خواهیم یافت، یا راهی خواهیم ساخت“

اما یافتن و یا ساختن یک راه مطمئن، به طور لزوم نباید توسط خودمان انجام شود. یک مدیر موفق، با باز کردن مسیرهای مشارکت کارمندانش و با نقش دادن به آنان، از فکرها و اندیشه های شان استفاده می نماید و علاوه بر این که خودباوری و تکریم را در کارمندانش ایجاد می کند، بهترین مسیرها را نیز از ذهن کارمندانش، برای حل مسائل کاری پیدا می کند. یک مدیر شایسته و فهیم، فقط از مشارکت کارکنان حرف نمی زند، بلکه در عمل، به آراء و نظرهای آنان احترام می گذارد و برای برترین پیشنهادها، بهترین پاداش ها را در نظر می گیرد. کارمندان او با اعتماد به نفس و خودباوری عالی، نظرها و پیشنهادهای خود را مطرح می نمایند؛ چرا که می دانند برای نظرهای شان، ارزش قائل می شود و آنان به واسطهٔ نظرها و پیشنهادهای شان، تکریم می شوند. مطمئن ترین راه تصمیم گیری، شرکت دادن فکرها و اندیشه های افراد مختلف می باشد که با بررسی نقطه نظرهای شان، موضوع از زاویه های مختلف، بررسی و بهترین تصمیم اتخاذ می گردد و آن مدیر، همیشه آرام و مطمئن است که بهترین مسیر را پیموده است.

5) ارتقاء توان تخصصی خود و دیگران:

مدیرانی که اندیشه های متعالی و بلندی داشته باشند، هر روز دغدغهٔ یاد گرفتن و یاد دادن دارند. آنان به خوبی می دانند که در دنیای رقابتی امروز، سازمان ها و مدیرانی که دارای توان تخصصی و اجتماعی بالاتری می باشند، برندهٔ میدان رقابت هستند. آنان با خودارزیابی مستمر، نقاط ضعف و قوت خود را شناسائی و سعی می کنند با برنامه های بهبود، اشکال های خود را اصلاح نمایند و با یک برنامهٔ پیشرفت مدون، توان علمی و تخصصی خود و کارمندان شان را افزایش می دهند. مدیران موفق، به خوبی می دانند که آموزش، سرمایه گذاریی است که به هیچ وجه ضرر ندارد؛ پس با نگاهی سعادتمندانه و اندیشمندانه برای رشد و تعالی خود و کارمندان شان، فرصت های یادگیری ایجاد می کنند و ”هر روز بهتر از دیروز شدن“ را شعار ثابت خود قرار می دهند. مدیرانی که اشراف تخصصی خوبی بر محیط کار خود داشته باشند، برای کارمندان شان اعتماد می سازند و آنان در کارهای شان موفق و پیروز می شوند.

به امید روزی که هر یک از جوانان ایرانی، با خودباوری و کشف استعدادهای درون شان، بتوانند مجموعه های بزرگ علمی و صنعتی این کشور پهناور را به زیبائی، مدیریت نمایند.

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 0:6 ] [ دی جی تنها ]

28 راه بی نظیر برای تحت تاثیر قرار دادن اطرافیان

روانشناسی | 28 راه بی نظیر برای تحت تاثیر قرار دادن اطرافیان خیلی بیشتر از آنچه که همه ما به آن اعتراف کنیم، رفتارهایمان براساس میل درونیمان به تحت تاثیر قرار دادن دیگران شکل می گیرد. این میل در محصولات مارک داری که استفاده می کنیم، کافه ها و رستوران هایی که می رویم، خانه ها و ماشین هایی که می خریم و شغلی که انتخاب می کنیم، منعکس می شود.
 

اما آیا محصولات مارک دار، کافه های تجملی، خانه ها و ماشین ها اینقدر گیرا هستند؟ فردی عالی رتبه در شغلی که علاقه ای به آن ندارد، چطور بعضی از این چیزها توجه ما را یک تا دو دقیقه به خود جلب می کند اما زیاد طول نمی کشد.

چرا؟ چون دارایی های ملموس به اندازه کیفیات غیرملموس گیرا نیستند.

سوالات زیر را در نظر بگیرید:

  • او سوار یک پورشه آخرین مدل است، اما آیا واقعاً از عهده خرید این ماشین برمی آمده؟
  • او یک خانه خیلی بزرگ دارد، اما آیا خانواده و زندگی دوست داشتنی دارد؟
  • او پول زیادی درمی آورد، اما آیا واقعاً از کاری که برای گذران زندگی انجام می دهد لذت می برد؟

متوجه منظورم شده اید. وقتی پاسخی که به این سوالات می دهید، "خیر" باشد، موضوعی که ابتدا به نظرتان بسیار گیرا می آمده، دیگر اینطور نخواهد بود.

حالا لحظه ای وقت بگذارید و فردی را تجسم کنید که عاشق کارش است، معمولاً لبخند بر لب دارد و از هر نفسی که می کشد لذت می برد. آیا این فرد توجهتان را جلب می کند؟ آیا مهم است که این آدم یک میلیونر نیست؟

در زیر به 28 راه عالی برای تحت تاثیر قرار دادن اطرافیانتان اشاره می کنیم. اگر این نکات را به طور مرتب رعایت کنید، نه تنها دیگران را تحت تاثیر قرار می دهید، بلکه به شما کمک می کند انسان بهتری هم باشید.

1. ارجینال باشید.

با خودتان صادق باشید. جودی گارلند گفته است:

"همیشه بهترین ورژن خودتان باشید به جای اینکه ورژن دوم یک نفر دیگر باشید."

با این جمله زندگی کنید.

اصلاً نمی توانید خودتان را جای دیگری بگذارید. جای تنها کسی که می توانید باشید، خودتان هستید. اگر خودتان نباشید، یعنی واقعاً زندگی نمی کنید— فقط وجود دارید و از خودتان بپرسید: اگر آنچه که هستید را دوست ندارید، چرا بقیه باید دوستتان داشته باشند؟

2. به فکر دیگران باشید.

اگر به فکر دیگران نباشید، آنها هم به فکر شما نخواهند بود. هرچقدر بیشتر به بقیه کمک کنید، آنها بیشتر برای کمک به شما راغب خواهند بود. عشق و محبت، عشق و محبت می آورد.

3. کاری کنید بقیه احساس خوبی پیدا کنند.

آدم ها به ندرت یادشان می ماند که چه کرده اید، اما همیشه یادشان می ماند که چه حسی در آنها ایجاد کرده اید.

4. صادق باشید و مسئولیت کارهایتان را بپذیرید.

هیچکس یک دروغگو را دوست ندارد. در دراز مدت همیشه حقایق روشن می شود و ماه هیچوقت پشت ابر نمی ماند. چه مسئولیت کارهایتان را گردن بگیرید یا نگیرید، بالاخره اعمالتان روزی به گردنتان می افتند.

5. مدام لبخند بزنید.

همه آدم ها دیدن یک لبخند طبیعی را دوست دارند. وقتی یک غریبه مستقیم به صورتتان نگاه می کند و لبخند می زند چه حسی پیدا می کنید؟ یکدفعه دیگر غریبه به نظر نمی رسد، درست است؟

6. به بزرگترها احترام بگذارید. به کوچکترها احترام بگذارید.

به همه احترام بگذارید. اینطور نیست که یک گروه خاص از یک طبقه خاص اجتماعی فقط شایسته احترام باشند. با همه با همان درجه احترامی برخورد کنید که به پدر و مادر بزرگتان می گذارید و همان میزان صبری را پیشه کنید که برای فرزندتان دارید. مردم مهربانی شما را درک خواهند کرد.

7. افراد را با اسم صدا کنید.

آدم ها شنیدن اسمشان از زبان دیگران را دوست دارند. پس سعی کنید اسامی را به خاطر بسپارید.

8. بگویید "لطفاً" و "متشکرم."

این دو کلمه ساده باعث می شود خواست های شما حالت خواهش پیدا کند و به مکالمات جدی حالت دوستانه می بخشد.

9. در کارتان بهترین باشید.

همیشه مبهوت موسیقیدانان، نویسنده ها، نقاشان، سخنگویان، مدیران، سرمایه گذاران، مهندسان، مادرها، پدرها، ورزشکاران و... عالی می شوید. همه این افراد فقط یک وجه اشتراک دارند: در کاری که می کنند بهترین هستند. اگر قرار است کاری را به بهترین شکل انجام ندهید، بهتر است اصلاً انجامش ندهید. در کار و سرگرمی هایتان بهترین باشید. برای خودتان اعتباری بسازید، اعتباری برای بهترین بودن.

10. اگر توانستید به دیگران کمک کنید. از هر دست که بدهید از همان دست پس می گیرید.

وقتی در زندگی شخصی تاثیر مثبت ایجاد می کنید، این تاثیر مثبت به زندگی خودتان هم می رسد. کاری بکنید که فراتر از شماست— کاری که از درد کسی کم می کند و شادترش می کند. همه آدم ها شایسته کمک هستند.

11. در هر کاری که می کنید اثری از شخصیتتان ایجاد کنید.

مثل برند زدن روی کارتان می ماند، برندی مخصوص خودتان. اگر بانمک و شوخ هستید، به کارتان طنز اضافه کنید. اگر هنرمند هستید، کارتان را با تصویر تزئین کنید. هر کاری که می کنید کمی از شخصبتتان را به آن اضافه کنید.

12. به قول هایتان وفا کنید.

بعضی از آدم ها عادت دارند قول کاری را بدهند که احتمال کمی دارد بتوانند انجامش دهند. قول ایده آل را می دهند اما متوسط تحویل می دهند. اگر می خواهید ارزش خودتان را در چشم دیگران بالا ببرید، باید خلاف این عمل کنید. سعی کنید ابتدا توانایی هایتان را کمتر نشان دهید و بعد فراتر از آن تحویل بدهید. این باعث می شود دیگران تصور کنند که همیشه فراتر از مسئولیت و وظیفه تان کار انجام می دهید.

13. سازماندهی داشته باشید.

اگر سازماندهی نداشته باشید چطور می توانید کاری را انجام دهید؟ مطمئناً نمی توانید. سعی کنید فضای زندگی و کارتان را مرتب کرده و سازماندهی کنید.

14. تحقیق کنید و سوال بپرسید.

اینطور نباشید که با اینکه هیچ از موضوعی اطلاع ندارید فقط سرتان را به نشانه دانستن تکان می دهید. با تحقیق کردن از قبل خودتان را آماده کنید و اگر با این حال باز متوجه چیزی نشدید، سوال کنید. افراد مقابلتان اشتیاق شما به دانستن را ستایش خواهند کرد.

15. دانش و اطلاعاتتان را با دیگران تقسیم کنید.

باید منبع اطلاعاتی برای اطرافیانتان باشید. اگر به اطلاعات لازم دسترسی دارید، آن را فقط برای خودتان نگه ندارید. با دیگران تقسیمش کنید.

16. مثبت اندیش باشید و روی آنچه درست است تمرکز کنید.

هر چیزی که در زندگی اتفاق می افتد، نه خوب است نه بد. فقط به دیدگاه شما بستگی دارد و مهم نیست که چه پیش می آید، همیشه آنطور که باید تمام می شود. یا موفق می شوید یا درس می گیرید. پس مثبت اندیش باشید، قدردان نتایج خوشایند باشید و از بقیه آنها درس بگیرید.

17. به حرف های دیگران با اشتیاق گوش دهید.

چشم هایتان متمرکز، گوش هایتان تیز و تلفن همراهتان خاموش باشد. در دنیایی که نمی توانند آنطور که باید سریع پیش بروند، آنهایی که برای شنیدن حرف های دیگران وقت می گذارند، همیشه موفق هستند.

18. به شریک زندگیتان وفادار باشید.

وفادار ماندن به رابطه نه تنها توجه و تحسین همگان را جلب می کند، بلکه پایه ای سالم برای بقیه امور زندگیتان ایجاد می کند.

19. طبیعت را دوست داشته باشید و از آن سپاسگزار باشید.

آنهایی که واقعاً طبیعت را دوست دارند، برای انسان ها هم همان میزان احترام را قائل خواهند بود. این یک راه مثبت برای زندگی کردن است و توجه مردم را هم جلب می کند.

20. هر روز برای خودتان وقت، انرژی و پول خرج کنید.

وقتی برای خودتان خرج کنید، هیچوقت بازنده نخواهید بود و به مرور زمان خط سیر زندگیتان را تغییر خواهید داد. شما محصول چیزی هستید که می دانید. هر زمان، انرژی و پول بیشتری برای به دست آوردن دانش هزینه کنید، تسلط بیشتری به زندگیتان پیدا می کنید و برای اطرافیانتان ارزش بیشتری خواهید داشت.

21. هر از گاهی بی دلیل مهربانی کنید.

پول قهوه یک غریبه را در کافه بپردازید. برای منشی شرکتتان گل بخرید تا بگویید "متشکرم." به زن سالخورده برای خرید کردن کمک کنید. هیچ چیز لذت بخش تر از نشاندن لبخند بر لب انسان ها نیست.

22. آنهایی که شایستگی دارند را تحسین کنید.

برای تحسین کسانی که برای درخشیدن در کاری بیش از حد تلاش کرده اند، کوشش کنید. همه آدم ها دوست دارند بشنوند کسی هست که تلاش هایشان را تحسین می کند.

23. واضح صحبت کنید و ارتباط چشمی برقرار کنید.

بیشتر آدم ها صبر گوش دادن به حرف های کسی که هیچ از حرفهایش نمی فهمند را ندارند. رمز و راز در حرف زدن هیچوقت ارتباطات قوی نمی سازد. ارتباط چشمی نیز یکی از گیراترین شکل های ارتباط فردی است. ارتباط چشمی اگر درست انجام شود صمیمیت را وارد رابطه هایتان خواهد کرد.

24. همیشه در دسترس باشید.

اگر آدم ها نتوانند به شما دسترسی داشته باشند، فراموشتان می کنند. در دسترس بودن شما برای دیگران خیلی مهم است. همیشه در ارتباط با اطرافیانتان رفتاری مثبت و صبور داشته باشید.

25. بی نیاز از غیر باشید.

آزادی والاترین نعمت است و بی نیازی بالاترین آزادی است. از این گذشته بسیار گیرا هم هست.

26. از منابعی که در دسترس دارید، استفاده کنید.

آدم های متوسط وقتی می بینند که یک فرد معلول شاد است، بسیار متعجب و حیرت زده می شوند. چطور کسی با چنین محدودیت جسمی می تواند شاد باشد؟ پاسخ در استفاده آنها از منابعی که در اختیار دارند نهفته است.

27. بخشی از چیزی باشید که به آن اعتقاد دارید.

این می تواند هر چیزی باشد. یکی آن را در کمک به شهروندان می بیند، یکی در ایمان و اعتقادات مذهبی، یکی در شرکت در گروه های پشتیبانی برای چیزهایی که به آن اعتقاد دارد و بعضی عشق و علاقه شان را در کارشان می ریزند. در هر صورت، نتیجه روانشناختی یکسان است. آنها خود را درگیر چیزی کرده اند که شدیداً به آن اعتقاد دارند. این درگیر شدن به زندگیشان مفهوم می دهد.

28. بدون به رخ کشیدن، برای اعتقاداتتان پایداری کنید.

بله، می توانید بدون اینکه سعی کنید اعتقاداتتان را به کسی تحمیل کنید، از آن دفاع کنید. در مورد عقاید شخصیتان با کسی که در مورد آن سوال می کند حرف بزنید اما سعی نکنید حرفتان را تحمیل کنید. برای ارزش هایتان ایستادگی کنید و همیشه گوش بزنگ اطلاعات جدید باشید.

جالب ترین نکته در مورد این لیست این است که تقریباً همه چیزهایی که برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران به آن نیاز دارید، در خودتان نهفته است. پس سعی کنید دست از تحت تاثیر قرار دادن دیگران با دارایی هایتان بردارید و آنها را مجذوب شخصیت و طریقه زندگی کردنتان کنید.

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 0:5 ] [ دی جی تنها ]

نکاتی برای کارآمدتر شدن در محیط کاری

روانشناسی | نکاتی برای کارآمدتر شدن در محیط کاری آیا از محل کارتان خسته شده اید؟ دوست دارید رضایت کاری تان بیشتر شود و احساس کنید واقعا کاری انجام می دهید؟ دوست دارید مثمرثمرتر باشید و آخر روز که به خانه می آیید از فعالیت های آن روزتان احساس رضایت کنید؟ مطمئن باشید که می توانید. فقط کافی است که بخواهید و برای تغییر و نو کردن عادات تان متعهد شوید.
 

این نکات را رعایت کنید و خواهید دید که چقدر وضعیت کارتان تغییر می کند و این پیشرفت به سایر قسمت های زندگی تان هم رسوخ خواهد کرد.

ـ برنامه ریزی کنید.

عادت کنید که برای روز و هفته تان برنامه بریزید. این کار باعث می شود بتوانید استفاده بهتری از هفته هایتان بکنید. برای انجام این برنامه ریزی روزانه، روزتان را 15 دقیقه زودتر شروع کنید.

3 کار اصلی که آن روز باید انجام دهید را یادداشت کنید و مهم تر این که هدف تعیین کنید و برای رسیدن به آن قدم بردارید. از قدرت اراده تان برای رسیدن به هدف هایتان استفاده کنید.

ـ سوال نیروبخش.

سوالی مثل این را روی میزتان بگذارید تا بتوانید بهتر روی کارتان تمرکز کنید، آیا الان بیشترین استفاده را از وقتم می برم؟ یا آیا این بهترین استفاده ای است که می توانم از این وقت بکنم؟

ـ بپذیرید که لیست کارهایی که باید انجام دهید تمامی ندارد.

برای افراد ایده آل گرا این واقعا مشقت بار است. فقط باید مطمئن شوید که مهم ترین کارهایتان اول انجام می شود.

ـ کامپیوترتان را خاموش کنید.

چی؟ همه کارم با کامپیوتر است! آیا واقعا این طور است؟ این حرف چند درصد صحت دارد؟ سعی کنید کامپیوترتان را فقط در زمانی که به آن برای کار نیاز دارید روشن نگه دارید. استراحت دادن چشم های تان باعث می شود انرژی بیشتری برای کار کردن پیدا کنید. حتی اگر موقعی که برای جواب دادن به یک ایمیل فکر می کنید، چشمانتان را ببندید هم می تواند کمک تان کند.

ـ اول کار ایمیلتان را چک نکنید.

فقط در حالی که برای انجام کارتان لازم باشد، این کار را بکنید، در غیر این صورت تا زمانی که کارهایی که اولویت بالاتری دارند را انجام نداده اید سراغ آن نروید.

ـ استراحت های کوتاه داشته باشید.

این یک واقعیت است که استراحت های کوتاه بین کار بازده کاری شما را بالا می برد. این مساله در تحقیقات بسیاری ثابت شده است. پس حتما حداقل یک مرتبه در صبح و یک مرتبه در عصر استراحت کوتاه داشته باشید.

ـ از روزهای تعطیل بیشترین استفاده را ببرید.

تعطیلی ها را چطور می گذرانید؟ باید آن را به وقتی مثبت تبدیل کنید. از آن برای مطالعه، نوشتن، تفکر خلاق، پروژه های خلاقانه، گوش دادن به کتاب های صوتی یا حتی نویسندگی استفاده کنید. اگر از این زمان تان لذت ببرید، شادی ناشی از آن وارد ساعت کارتان هم می شود.

ـ دیدگاهی مثبت، شاد، شوخ طبعانه، توام با قدرشناسی و مهربانی داشته باشید.

کارآمد بودن در محل کار به این معنی نیست که باید همیشه جدی باشید. لبخند زدن به این معنی نیست که کارتان را درست انجام نمی دهید. شاد بودن و اشتیاق داشتن به این معنی نیست که حس رقابت ندارید. مثبت بودن به این معنی نیست که چشمتان را به روی مشکلات بسته اید. باید از زمانی که در محل کار هستید لذت ببرید. کسانی را پیدا کنید که این ویژگی ها را داشته باشند تا بتوانند آن را به شما هم منتقل کنند.

ـ به همکاران منفی تان هم محبت کنید.

کسانی که منفی هستند به یک دلیلی آن طور شده اند. ممکن است مشکلاتی داشته باشند که شما چیزی از آن نمی دانید. سعی کنید قضاوت نکنید و با آنها مهربانانه رفتار کنید. وقتی با فردی منفی رو به رو می شوید، می توانید انتخاب کنید که یا تحت تاثیر آن فرد قرار گیرید یا این شما باشید که روی او تاثیر می گذارد. تصمیم با شماست.

ـ قدم هایتان را بشمارید، مخصوصا در روزهای بد.

آرام پیش بروید. عجله نکنید. در هر زمان فقط یک کار انجام دهید و به جلو روید. اگر روزتان واقعا کند است، شاید بد نباشد با کمی بازی و استراحت به خودتان انرژی بدهید.

ـ همه چیز را آسان بگیرید.

خستگی، رئیس های سرسخت، مشتریان بی ادب، کامپیوترهای کند، هیچکدام را به مشکلاتی لاینحل برای خودتان تبدیل نکنید. به خاطر سختی های زندگی ضجه و زاری نکنید. وجود آنها را بپذیرید و سعی کنید جلو بروید.

ـ مشکل با دیگران. هدفتان باید پیشرفت کردن باشد.

خودتان را درگیر این نکنید که همیشه حق به جانبتان باشد یا برنده همه بحث ها و مشاجره ها باشید. این کار سرعت پیشرفت تان را کند می کند. در ذهن تان از خود سوال کنید، چه چیز باعث می شود این تضاد و کشمکش جلو برود؟ بعد همان کار را بکنید.

ـ زمانی را به مسافرت رفتن اختصاص دهید.

سعی کنید کاری متفاوت انجام دهید. اگر همیشه به مسافرت های دور می روید این بار به حومه شهر بروید و سعی کنید چند روز آنجا فقط و فقط استراحت کنید. یا اگر همیشه سفرهای کوتاه و نزدیک می روید، سعی کنید این بار به یک جای جدید بروید. تنوع یکی از رازهای شادی است.

ـ وقتی در مورد همه چیز جنگ یا شکایت می کنید، توانایی تان برای خواستن چیزهای دیگر از بین می رود.

نیرو و توانتان را برای چیزهایی که واقعا به آن نیاز دارید ذخیره کنید.

ـ نتایج تان را تقسیم کنید.

منظور پز دادن نیست، منظورمان این است که برای کارها و تلاش تان اعتبار جلب کنید. نباید ساکت بنشینید و تصور کنید که بقیه می فهمند که چه می کنید. در مورد موفقیت هایتان حرف بزنید و بگذارید بقیه هم در موفقیت با شما شریک شوند.

ـ کمک بخواهید.

برای جلب همکاری دیگران خجالت نکشید. صبر نکنید تا شرکت به شما بگوید که چه باید بکنید. خلاقانه فکر کنید که چطور می توانید در کنار دیگران کار کنید تا نتیجه بزرگ تری به دست آورید.

- با سختی های راه رو به رو شوید.

اگر کار سختی هست که باید انجامش دهید، دست دست نکنید و انجامش دهید. آن کار را کنار نگذارید. کار سخت را در ابتدای روز انجام دهید. مثل شیرجه زدن در استخر است تا 3 بشمارید و بپرید.

ـ زمان بیشتری طلب کنید.

اگر سوالی از شما پرسیده شد که تعجب کردید یا سردرگم شدید، تصور نکنید که باید همان موقع جواب بدهید. از طرف مقابل زمان بخواهید تا روی آن فکر کنید و برای پاسخ دادن کمی تحقیق کنید. این کار باعث می شود از دادن جوابی که ممکن است باعث پشیمانی تان شود خلاص شوید.

ـ از انتقادات درس بگیرید.

هیچ وقت بلافاصله انتقاد دیگران را رد نکنید، حتی اگر آن انتقاد به مذاقتان خوش نیامد. بعضی وقت ها کسانی که دوستشان ندارید، فیدبک صادقانه تری به شما می دهند تا اطرافیان نزدیک تان. انتقادات را به خود نگیرید. گوش کنید، روی آن کار کنید و بعد تصمیم بگیرید چه قدم مثبتی برای برطرف کردن اشکال کار بردارید.

ـ سازگار شوید.

سازگاری مهم ترین مهارت برای باقی ماندن موجودات زنده است. آنهایی که سازگاری نمی کنند، از بین می روند. در دنیای کار هم این موضوع صادق است. برای تغییر آماده باشید. به آن فرصت دهید. خودتان را با چیزهای جدید تطبیق دهید و موفق شوید.

ـ تفکر خلاق.

کارتان خسته کننده است؟ اگر این طور است برای تغییر آن مسوولیت قبول کنید. چطور می توانید کمی تنوع، خلاقیت و لذت وارد کارتان کنید؟ چه کاری می توانید بکنید که تا به حال کسی نکرده باشد؟ چطور می توانید اشتیاقتان را برای کار بالا ببرید؟ یک راه جدید برای انجام کارهای قدیمی سراغ دارید؟ برای صرفه جویی در وقت، هزینه و کار چه کاری از دستتان برمی آید؟

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 0:4 ] [ دی جی تنها ]

نگاه افلاطون

اندیشه های ماندگار | نگاه افلاطون کامل ترین نوع بی عدالتی ان است که عادل به نظر برسیم در حالی که عادل نیستیم.
 

افلاطون فلسوف یونانی (427-347 ق.م) یکی از موثرترین متفکرین عالم بشریت، در خاندانی از بزرگ زادگان آتن به دنیا آمد. نزد سقراط تحصیل کرد و پس از مرگ او مدتی به جهانگردی گذرانید و چندی در سیراکوز مقیم شد و در مراجعت به آتن آکادمیا را تاسیس کرد و بقیه عمر را در آنجا به تعلیم و تدریس پرداخت و شاگردانش و پیروانش در آنجا گرد می آمدند و به همین جهت فلسفه ی او به فلسفه ی آکادمیائی و پیروانش به آکادمیائیان معروف شده اند.

آثار معروفش عبارتند از: رساله دفاع از سقراط، خارمیدس، کریتون، پروتاگوراس (ترجمه فارسی 1333 ه.ش) و کتاب سیاست (ترجمه فارسی 1335 ه.ش) که شاید مشهورترین آثار اوست. آثار افلاطون جامع، پرمغز، پردامنه و مشتمل بر موضوعات مختلف است. فلسفه او در رسالاتش بیان شده است و همه به صورت مکالمه نوشته شده و در آثار اولیه او سقراط همواره سخنگوی مقدم است. این رسالات از نظر زیبایی سبک و عمق و نظم فکر برجسته ترین شاهکارهای عالم ادبیات است. فلسفه افلاطون بر این اساس است که محسوسات ظواهرند نه حقایق و هر یک از امور عالم اصل و حقیقتی دارد که نمونه کامل اوست و مثال آن نامیده می شود. افلاطون در تعالیم خود اهمیت مثال را تاکید می کند و آن را صورت کلی می داند و مبنای واقعیت حقیقی و اساس دائم و قطعی کلیه ظواهر می شمارد. دانش حقیقی را دائم و تغییر ناپذیر می داند.

- محبت را فراموش نکنید و آن را ناچیز نشمارید.

- هیچ کوچکی را حقیر نشمارید، شاید که از شما فزونی یابد.

- سعادت جامعه به مراتب مهمتر از سعادت فرد می باشد.

- هنر عبارت است از کوششی برای ایجاد یک عالم ایده آلی در برابر عالم واقعی.

- اگر روزی شان و مقامت پایین آمد ناامید مشو، زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پایین می رود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید.

- در جهان یگانه نیکبختی انسان صحبت است.

- پول و تقوا، دو کفه ترازویند، یکی که بالا رفت، دیگری پایین می آید.

- به ضرورت آمدم در این جهان و به حیرت زیستم و به کراهت مردم.

- جان را فدای یاران موافق کنید.

- هرچیز را که نگهبان بیشتر بود استوارتر گردد، مگر راز که نگهدار آن هرچند زیاد باشد آشکارتر می گردد.

- هرکس در طلب خیر و سعادت دیگران باشد، بالاخره سعادت خودش را هم به دست خواهد آورد.

- در دنیا دو نیرو هست: شمشیر و تدبیر! بیشتر اوقات شمشیر مغلوب تدبیر شده است.

- عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد.

- لذتی که از علم حاصل می شود، بی آلایش است.

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:54 ] [ دی جی تنها ]

مواد غذایی موثر برای پیشگیری از کم خونی

سلامت و پزشکی | مواد غذایی موثر برای پیشگیری از کم خونی مهمترین داروی کم خونی آهن و ترکیبات آهن است. آهن از طریق معده و روده جذب بدن شده و در کبد ذخیره می شود تا در ساختمان هموگلوبین بکار رود. آهن و ترکیبات آن مغز استخوان را وادار به ساختن گلبول سرخ می کند. داروی عصاره دیگر جگر توام با ویتامین B12 نیز برای کم خونی بسیار مفید است، به خصوص در کم خونیهای شدید.
 

در این مطلب 4 ماده غذایی مهم در پیشگیری کم خونی یا آنمی را برای شما عزیزان معرفی میکنیم :

1) موادغذایی غنی از ویتامین B12

ویتامین B12 به ویژه در موادغذایی حیوانی مانند گوشت قرمز، ماهی، میوه های دریایی و درصد کمتر در تخم مرغ و پنیر وجود دارد. گیاهخواران مطلق معمولا دچار کم خونی می شوند چون از منابع ویتامین B12 استفاده نمی کنند. از جمله نشانه های کم خونی تنگی نفس، خستگی، افزایش ضربان قلب و… است اگر فکر می کنید به این علایم دچارید ممکن است پزشک برای شما مکمل B12 تجویز کند!

2) موادغذایی غنی از آهن

آهن در تولید هموگلوبین یا پروتئینی که حامل اکسیژن است نقش دارد. در این میان وجود آهن هم که در گوشت قرمز و جگر وجود دارد برای بدن ضروری است البته باید در مصرف منابع آهن هم توجه کرد که برخی منابع مانند کلسترول خون را افزایش می دهند. کشمش هم منبع خوب آهن هم است اما آهن آن به سختی توسط بدن جذب می شود. بنابراین توصیه می کنیم آن را همراه با منابع حیوانی آهن یا همراه با منابع غنی ویتامین C مصرف کنید تا بهتر جذب بدن شود. حبوبات هم غنی از آهن هستند. غذایی مانند عدس پلو که در آن هم عدس وجود دارد هم کشمش هم گوشت اگر به همراه آبلیمو مصرف شود برای کم خون ها غذایی بسیار مناسب است. نکته ای که باید به آن توجه داشته باشید اینکه زنان زیر 50 سال روزانه به 18 میلی گرم، زنان بالای 51 سال و مردان بالغ به 8 میلی گرم آهن در روز نیاز دارند. 90 گرم گوشت گاو، 6/3 میلی گرم آهن دارد در حالی که یک واحد حبوبات کامل 10 میلی گرم آهن دارد. با این وجود آهن حیوانی راحت تر از آهن گیاهی جذب بدن می شود.

3) موادغذایی غنی از ویتامین C

سبزیجاتی مانند بروکلی و فلفل و مرکبات منبع خوب ویتامین C هستند و به جذب بهتر آهن کمک می کنند. بررسی های متعددی نشان داده است وقتی ویتامین C همراه با مواد غذایی غنی از فیتات ها مانند اسفناج مصرف می شود میزان جذب آهن بالا می رود.

4) موادغذایی غنی از فیتات یا ویتامین B

این مواد به تکثیر گلبول های قرمز کمک کرده و اکسیژن رسانی به بافت ها را بهبود می بخشد. برخی افراد نمی توانند ویتامین B را از طریق موادغذایی جذب کنند و لازم است مکمل اسیدفولیک مصرف کنند. اما اگر جزو این دسته افراد نیستید یا به دلیل باردار بودن به میزان بالای غلات احتیاج ندارید می توانید با مصرف روزانه سبزیجات برگ سبز، آب پرتقال یا گردو نیاز روزانه خود را تامین کنید.

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:54 ] [ دی جی تنها ]

چربی های زائد شکم را چگونه از بین ببریم؟

سلامت و پزشکی | چربی های زائد شکم را چگونه از بین ببریم؟ ورزش نکردن، انجام فعالیت های نشسته و مصرف کالری بیش از نیاز، موجب تجمع چربی در منطقه شکم می شود؛ در این صورت عضلات شکم، سفتی و حالت اولیه خود را از دست داده و شکل ظاهری اندام افتاده شده و چربی ذخیره ای شکم به حالت گره دار احساس می شود. به علاوه، تجمع چربی در منطقه شکم به خصوص در خانمها خطر ابتلا به دیابت و عوارض عروقی را چند برابر می کند.
 

● برای از بین بردن چربی های اضافی شکم چه کنیم؟

این بافت چربی، برای بدن یک انبار انرژی است و بدن مازاد نیاز خود را در آن ذخیره کرده، در مواقع نیاز، از آن برداشت می کند. پس باید کاری کرد که بدن نیازمند انرژی بافت چربی شود. دریافت کالری کمتر و ورزش کردن، راه رسیدن به این مقصود است. البته اکنون با روشهای دیگری مثل جراحی نیز، این چربی ها را بر می دارند ولی اگر بتوانیم با ورزش، که سلامت عمومی بدن را به دنبال دارد، آن را از بین ببریم، مسلما به جراحی نیازی نخواهد بود.

ادعا می شود که کمر بندهای شوک دهنده با وارد کردن جریان های الکتریکی به چربی شکم موجب تجزیه آنها و قوی شدن عضلات شکم می گردد. در صورتی که تنها جریانهایی با قدرت ایمپالسهای مغز، موجب انقباض عضلات می شود و اگر چنین جریانی با این کمربند وارد شکم شود موجب یک انقباض دردناک خواهد شد. البته استفاده از وسایل ورزشی که موجب انقباض عضلات شکم شود، مفید است؛ اما ورزش کردن به تنهایی کافی نخواهد بود، چرا که کالری اضافی باز هم در شکم یا باسن ذخیره می شود. پس باید از خوردن شیرینی های خامه ای، تنقلات چرب مثل چیپس، غذاهای پر روغن و نان و برنج زیاد از حد پرهیز کرد.

● یک ورزش مفید:

دراز و نشست از راحت ترین و مؤثرترین ورزش ها برای برطرف کردن چربی شکم است. با فشار زیادی که به عضلات شکم وارد می شد، این عضلات قوی شده و شکم به حالت اولیه باز می گردد. مدت ورزش چند روز یا چند هفته نیست بلکه باید آن را مداوم انجام داد.

تمرینات ورزشی در صورتی که به درستی انجام نگیرند، به کمر شما آسیب می رسانند.

● طریقه درست انجام دراز نشست:

به پشت روی زمین نسبتاً نرمی بخوابید.

پاها را خم کنید تا کف پایتان روی زمین قرار بگیرد، دستانتان را به روی سینه قرار دهید. ابتدا سر را بلند کرده و سپس شانه ها را به آرامی 30 تا 40 سانتی متر بالا بیاورید و دوباره بخوابید.

بلند شدن بیش از این مقدار عضلات پای شما را به کار می گیرد. ده مرتبه پشت سر هم، این کار را انجام دهید. چند ثانیه استراحت کنید و ده مرتبه بعدی را انجام دهید. در ابتدا لازم نیست زیاد به خودتان فشار بیاورید، زمانی که احساس کردید، عضلات شکم شما قوی تر شده اند جسم سنگینی را در هنگام دراز نشست در دست، روی سینه بگیرید تا فشار بیشتری به عضلات شکم وارد شود.

ورزشهای تکمیلی دیگری که می توانید برای متناسب شدن شکم انجام دهید در ذیل ارائه شده است :

چهار دست و پا روی زمین قرار بگیرید، یک پای خود را مستقیماً بلند کرده و در هوا نگاه دارید، از یک تا 5 بشمارید، سپس به حالت اول برگردید، از یک تا 5 بشمارید حالا پای دیگرتان را به همین صورت حرکت دهید و بشمارید. این عمل را چند بار تکرار کنید.

روی زمین بنشینید کف دستها را در طرفین بدن، روی زمین بگذارید و زانوها را خم کنید، در این حال با باسن خود جابجا شده به جلو بروید در حقیقت، سر بخورید. می توانید با دستها مچ پاها را بگیرید.

به پشت روی زمین طاق باز بخوابید، دستها را باز کرده در طرف راست و چپ روی زمین دراز کنید حالا زانوها را خم کنید و همانطور که به هم چسبیده اند با هم اول به طرف راست زانوها را تا نزدیک زمین بیاورید، سپس به همین شکل به طرف چپ تا نزدیکی زمین حرکت دهید، این عمل را 10-15 بار تکرار کنید.

بایستید و دست ها را به طرف جلو دراز کنید و در مقابل روی خود به لبه یک صندلی تکیه دهید حالا به تدریج و خیلی آهسته زانوها را خم کنید تا به صورت نشسته در آیید، سپس به آهستگی بلند شده و بایستید. این عمل را 5 تا 10 بار تکرار کنید.

به روی شکم، روی زمین بخوابید، چانه خود را روی هرد و دست خود قرار دهید در حالی که پاها را کشیده و دراز نگاه داشته اید، یک پا را تا آنجا که می توانید بالا بیاورید و در آن حالت نگهدارید، از یک تا 5 بشمارید و سپس پا را پائین بیاورید – حالا این عمل را با پای دیگرتان انجام دهید.

چهار دست و پا روی زمین قرار بگیرید، یک پای خود را مستقیما بلند کرده در هوا نگاه دارید و از یک تا 5 بشمارید سپس به حال اول بازگردید و از یک تا 5 بشمارید اکنون پای دیگرتان را به همین صورت حرکت دهید و بشمارید. این عمل را چند بار تکرار کنید.

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:52 ] [ دی جی تنها ]

از بین بردن مو

آرایش و زیبائی | از بین بردن مو تاریخچه از بین بردن مو به عصر حجر و به حدود یکصد هزار سال قبل بازمی گردد. نخستین بار این انسان های نئاندرتال بودند که شروع به تراشیدن موی بدن خود کردند.
 

بررسی نقاشی های غارهای باستانی نشان دهنده شیوه هایی است که انسان های اولیه از آنها برای تراشیدن موها استفاده می کردند. در ابتدا آنها از دو تکه صدف به عنوان موچین استفاده کرده و موها را بیرون می کشیدند. موچین ها در طول تاریخ به عنوان محبوب ترین وسیله آرایشی باقی مانده و از سوی مردان و زنان متمدن برای برداشتن توأم با درد موی صورت و بدن مورد استفاده قرار می گرفتند.

در زمان های قدیم به عنوان یکی از انواع مجازات مجرمین (بخصوص در زنان) موهای سر را از ته می تراشیدند. نخستین تیغ های صورت تراشی سی هزار سال با استفاده از سنگ آتش زنه درست شدند. این تیغ ها را شاید بتوان نخستین تیغ های یکبار مصرف محسوب کرد به خاطر اینکه تیغ های درست شده با سنگ آتش زنه به سرعت کند می شدند. در سه هزار سال قبل از میلاد مسیح انسان ها قادر به ذوب فلز شده و توانستند برای نخستین بار تیغ های دائمی موتراشی درست کنند. تیغ های مسی ساخته شده در این دوره در هند و مصر یافت شده اند.

سالم ترین روش از بین بردن موقتی موهای بدن مثل زیر بغل، نواحی تناسلی، صورت و اندام ها تراشیدن آن با تیغ بوده و بر خلاف عقیده عمومی این کار باعث کلفت تر یا بیشترشدن موها نمی گردد. رعایت نکات ذیل در مورد استفاده از تیغ برای زدودن موها توصیه می شود:

همواره تیغ را در جهت رویش مو بر روی پوست بکشید. تیغ زدن موها در خلاف جهت رویش مو موجب بروز جوش های چرکی و تغییر رنگ پوست می گردد که در دراز مدت دائمی شده و دیگر از بین نمی رود. گرم و مرطوب کردن پوست برای حداقل 5 دقیقه قبل از اصلاح مؤثر بوده و لذا بهتر است در حین استحمام اقدام به اصلاح با تیغ شود.

استفاده از کرم یا ژل حاوی آلو ئه ورا (و یا هر نرم کننده دیگر) قبل و بعد از تیغ زدن بخصوص در مورد ریش و سبیل بسیار مفید می باشد. تیغ مصرفی بایستی نو، تیز و ترجیحاً یک بار مصرف بوده و بهتر است که در انتهای آن لایه ای از مواد نرم کننده وجود داشته باشد. تیغ های دو یا 3 لبه برای منطقه صورت بهتر هستند. در حین استعمال تیغ بایستی با یک دست پوست را کشیده تا حرکت تیغ بر روی پوست به آسانی و با کمترین احتمال بریدگی همراه باشد. از فشار دادن زیاد تیغ بر پوست خودداری نمایید. ناحیه مورد نظر را پس از اتمام کار با آب گرم شسته، با حرکات ضربه ای حوله نرم خشک نمایید (حوله را روی پوست نکشید) و سپس کرم نرم کننده استفاده نمایید. از استعمال فرآورده های سوزاننده (مثل ادئوکلن) پس از تیغ پرهیز نمایید.

استفاده از کرم موبر هم خوب است ولی امکان بروز حساسیت، قرمزی و خارش پوست بخصوص در صورت و گاهی سوختگی شیمیایی پوست وجود دارد و لذا بهتر است آن را قبل از استعمال در پشت گوش و یا پوست بازو امتحان کرد (اکثر کرم های موبر موجود در بازار برای پوست صورت مناسب نیستند). تبلیغاتی که در مورد رفع دائمی موهای زائد با استفاده از کرم موبر می شود، صحت ندارند.

موم و واکس هم از دیگر روش های برداشت موهای بدن می باشند که از معایب آنها احتمال بروز عفونت پوست (فولیکولیت) است. بهترین و مطمئن ترین راه برداشت تقریباً دائمی موهای بدن استفاده از لیزر بوده که بایستی صرفاً توسط متخصص پوست و مو انجام شود.

پودرهای نظافت بدلیل داشتن آرسنیک (که فوق العاده سمی بوده و از طریق پوست قابل جذب است) به هیچ وجه نباید بکار برده شوند.

در صورت استفاده از قیچی برای کوتاه کردن مو باید توجه داشت که قیچی تیز باشد در غیر این صورت ساقه مو له شده، آسیب می بیند و احتمال بروز موخوره افزایش می یابد.

دستگاه اپی لیدی برخلاف تبلیغات موجود بدترین روش برای رفع موهای دست و پا بوده و دارای عوارض پوستی زیادی می باشد و لذا مصرف آن اصلاً توصیه نمی گردد.
[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:52 ] [ دی جی تنها ]

45 دستورالعمل شگفت انگیز برای زندگی

موفقیت | 45 دستورالعمل شگفت انگیز برای زندگی 1. همیشه به مردم بیش از انتظاراتشان ببخشید و اینکار را با روی خوش انجام دهید.
 

2. شعر مورد علاقه تان را از بر کنید.

3. هر آنچه که می شنوید را باور نکنید، همه دارایی تان را خرج نکنید و هر چقدر که می خواهید نخوابید.

4. وقتی به کسی میگویید "دوستت دارم" واقعاً داشته باشید.

5. وقتی میگویید "متاسفم"، در چشم طرف مقابل نگاه کنید.

6. پیش از ازدواج حداقل شش ماه نامزد بمانید.

7. به عشق در نگاه اول اعتقاد داشته باشید.

8. هیچگاه به رویاهای دیگران نخندید.

9. عمیق و مشتاقانه عشق بورزید. ممکن است صدمه ببینید ولی این تنها راه کامل زندگی کردن است.

10. در اختلافات ، منصفانه مبارزه کنید. بدون صدا زدن اسامی افراد!

11. مردم را از روی خویشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهید.

12. آرام صحبت کنید، سریع فکر کنید.

13. وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که تمایلی به پاسخ دادن ندارید، لبخند زده، و سوال کنید، "چرا میخواهی بدانی؟"

14. بیاد داشته باشید که عشق بزرگ و کامیابی های بزرگ ریسک بزرگ می طلبند.

15. همیشه با مادرتان در تماس باشید.

16.وقتی کسی عطسه میکند به او بگویید "عافیت باشه!"

17. وقتی شکست میخورید، درسی که از آن شکست می آموزید را فراموش نکنید.

18. سه چیز را بیاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و پذیرفتن مسئولیت همه کارهایتان.

19. اجازه ندهید یک مشاجره کوچک یک دوستی بزرگ را خراب کند.

20. وقتی متوجه اشتباه خود شدید، قدمهای فوری برای جبران آن بردارید.

21. وقتی گوشی تلفن را برمی دارید لبخند بزنید، فرد تماس گیرنده لبخند شما را در صدایتان خواهد شنید.

22. با زن یا مردی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. وقتی سنتان بالاتر میرود، مهارتهای محاوره ای به اندازه مهارتهای دیگر اهمیت پیدا خواهد کرد.

23. مقدار زمانی را در تنهایی سپری کنید.

24. آغوشتان را برای تغییر باز کنید ولی نه به اندازه ای که ارزشهایتان زیر سوال رود.

25. بیاد داشته باشید که گاهی سکوت بهترین پاسخ است.

26. بیشتر کتاب بخوانید و کمتر تلویزیون تماشا کنید.

27. شرافتمندانه و خوب زندگی کنید تا در زمان پیری وقتی به گذشته فکر کردید، فرصتی دوباره برای لذت بردن از آن پیدا کنید.

28. به خدا توکل کنید ولی درب ماشینتان را قفل کنید.

29. وجود فضایی عاشقانه در خانه تان بسیار مهم است. هر آنچه که میتوانید برای ایجاد خانه ای آرام، آسوده و امن انجام دهید.

30. در اختلافات با کسی که دوستش دارید، با موقعیت کنونی دست و پنجه نرم کنید. گذشته را پیش نکشید.

31. مفهوم عمیق و ژرف مطالب را درک کنید.

32. دانش خود را به اشتراک بگذارید. این روشی است برای دستیابی به ابدیت.

33. با محیط زیست مهربان باشید.

34. با خدا راز و نیاز کنید. قدرت بیکرانی در این کار است.

35. وقتی کسی از شما تعریف میکند هیچگاه حرفش را قطع نکنید.

36. حواستان به کار خودتان باشد.

37. به کسی که زمان بوسیدن شما چشمانش را نمی بندد اعتماد نکنید.

38. یکبار در سال به جایی بروید که تابحال نرفته اید.

39. اگر درآمد زیادی دارید، بخش از آنرا در زمان زنده بودنتان برای کمک به دیگران اختصاص دهید. این بزرگترین لذت بردن از ثروت است.

40. بخاطر داشته باشید که دست نیافتن به چیزی که دوست دارید گاهی خوش اقبالی است.

41. قوانین را بیاموزید سپس برخی را بشکنید.

42. بیاد داشته باشید بهترین رابطه آنی است که عشق شما به یکدیگر بزرگتر از نیاز شما به یکدیگر باشد.

43. موفقیت خود را اینگونه محک بزنید که چه چیزی را از دست می دهید تا چه چیزی را بدست آورید.

44. بخاطر داشته باشید که شخصیت شما سرنوشت شما است.

45. متهورانه به عشق خود نزدیک شوید
[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:51 ] [ دی جی تنها ]

36 روش برای جذابیت بیشتر

موفقیت | 36 روش برای جذابیت بیشتر راه جذب دیگران دوست داشتن خویشتن است. "افراد جذاب" به قضاوت در مورد خود و دیگران نمی اندیشند؛ آنها نشانه های عشق را در میابند... در مورد عشق می اندیشند و با هر عملشان عشقشان را بیان میکنند.
 

این یک واقعیت است که ما میخواهیم مردم دوستمان داشته باشند و وقتی میگوییم اهمیتی ندارد که مردم در موردمان چه فکر میکنند حقیقت را نگفته ایم. همه ما آرزو داریم که دوستمان بدارند، به ما احترام بگذارند و به دید مثبت در ما بنگرند.

تعاملات انسانی ما برای ایجاد احساس خوب بودن، عزت نفس و شادی حیاتی هستند. وقتی متوجه میشویم که شخصی ما را دوست ندارد یا به طریقی از ما دوری میکند احساسات متفاوتی به سراغمان می آید از خشم و عصبانیت گرفته تا غمی ژرف و ناراحتی بی انتها.

هر یک از ما که تلاش کرده در نظر همه جذاب و دوست داشتنی باشد سرانجام به این نتیجه رسیده که این تلاشی خسته کننده و بیهوده است.

غیر ممکن است که دیگران را مجبور به دوست داشتنتان کنید زیرا حتی اگر موفق هم بشوید سرانجام در این روند خودتان را گم میکنید. وقتی شما سعی میکنید آنچه باشید که دیگران میخواهند و یا برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران نقش بازی کنید معمولا کسانی که آرزو میکنید جذب شما شوند از شما دور میشوند زیرا نسبت به شما احساس بیگانگی میکنند.

راه جذب دیگران در این است که کاری انجام دهیم که واقعا سخت باشد و این نیازمند این است که در درجه اول خود را دوست داشته باشیم و به خود احترام بگذاریم.

تنها زمانی که ما خودمان را دوست داشتنی میدانیم و وجود، نیازها، عقاید، ارزش ها و ویژگی های شخصی واقعی خود را میپذیریم، به فرمول جذابیت دست یافته ایم. اگرچه همه جذب صداقت شما نمیشوند اما آنهایی که به طرف شما جذب میشوند معمولا دارای هوش هیجانی بالا و افرادی رشد یافته و بالغ هستند که قدر روابط بی پیرایه و حقیقی را میدانند.

دوست داشتن خویشتن، اعتماد به نفس و صداقت کلیدهای اصلی جذابیت هستند. برای افزایش جذابیت و تبدیل وضعیت از "تلاش برای جذب افراد" به "جذب خودکار افراد" یک سری تغییرات و تدابیر ویژه وجود دارد که میتوانید اتخاذ کنید.

شما میتوانید از این روش های زیر برای جذابیت بیشتر خود استفاده کنید:

1. روش زندگی خودتان را داشته باشید.

خود واقعی تان، فلسفه، ارزش ها و علائق تان را شکل دهید و تعریف کنید به جای اینکه ناخودآگاه آنها را از خانواده، همسالان، مذهب یا فرهنگتان بگیرید.

2. نیاز به تایید دیگران را از زندگی خود حذف کنید.

به خاطر عقاید دیگران یا میل به تایید دیگران کاری را انجام ندهید. به خاطر آنچه برای خودتان مهم و ارزشمند است دست به انجام کارها بزنید.

3. به غریزه خود اعتماد کنید و دست به تجربه های جدید بزنید.

خود را بشناسید و حتی اگر در این مسیر شکست خوردید آنچه را که باعث لذت شما میشود و برای شما هیجان انگیز است کشف کنید.

4. دیگران را همان گونه که هستند قبول کنید.

در مورد دیگران قضاوت و انتقاد نکنید. روی نقاط قوت آنها تمرکز کنید. یاد بگیرید که با افراد با روحیه ناملایم بدون کوچک کردن خود رفتار کنید.

5. واقعا به سخن افراد گوش کنید.

فراتر از گوش دادن وموافقت با آنها عمل کنید. کاری کنید که آنها بفهمند شما واقعا آنها را درک می کنید.

6. به مشکلات حل نشده در زندگی تان توجه کنید.

رو راست باشید. ببخشید و اگر لازم است تقاضای بخشش کنید انرژی که صرف این مشکلات کرده اید را صرف کارهای بهتری کنید.

7. زندگی سالمی داشته باشید.

فعالیت ورزشی روزانه داشته باشید. در غذا خوردن از هوا و هوس پیروی نکنید و غذای سالم بخورید تا برای جسمتان مفید باشد. این کار را برای احترام به خودتان انجام دهید نه برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران.

8. خودتان وارد عمل شوید.

برای انجام کارها منتظر نمانید. خلاق، اهل عمل و یاری رسان باشید.

9. به افراد نشان دهید که به آنها اهمیت میدهید.

فقط حرف نزنید. به گونه ای با آنها برخورد کنید که بفهمند برایشان ارزش قائلید.

10. به جنبه مثبت افراد توجه کنید.

نه از این نظر که چه کسانی هستند بلکه از این منظر که چه کسانی میتوانند باشند و این دیدگاه خود را از به آنها منتقل کنید.

11. مطمئن شوید که نیازهای خودتان محقق شده اند.

نیازهای اولیه خود را تشخیص دهید و بفهمید برای شما چه چیز در روابط مهم و ارزشمند است.

12. به زیبایی سخن بگویید.

سخنان خود را جهت متعالی ساختن، الهام بخشیدن، برانگیختن و تشویق کردن دیگران به کار ببرید. از انتقاد یا کنایه خودداری کنید.

13. به آسانی بخندید.

شاد باشید. زندگی را خیلی جدی نگیرید و به دنبال خلق لذت و شادی باشید.

14. شایعه پردازی نکنید.

تصمیم بگیرید که در مورد دیگران به گونه ای صحبت نکنید که صراحتا و یا ضمنا انتقادی باشد. اخبار و اطلاعاتتان را به خاطر ارضای حس قدرت و یا دسیسه کردن علیه دیگران افشا نکنید.

15. به جای شکایت، درخواست کنید.

اگر چیزی از کسی میخواهید به صورت مستقیم درخواست کنید به او غر نزنید و یا پیش دیگران از او گله و شکایت نکنید.

16. موقعیت ها را به درستی مدیریت کنید.

در اسرع وقت با مهربانی اما به طور واضح به موضوعات منفی رسیدگی کنید.

17. جر و بحث نکنید.

لبخند بزنید و مکان را ترک کنید تا زمانی که شرایط یک گفتگوی سالم فرا برسد.

18. تنها زمانی که از شما درخواست میشود کمک کنید.

فکر نکنید که دیگران میخواهند شما مشکلاتشان را حل کنید و یا اینکه شما صلاح شان را بهتر میدانید. فقط آماده باشید و هرگاه از شما کمک خواستند وارد عمل شوید.

19. به مشکلات دیگران اهمیت دهید اما بی طرف بمانید.

بگذارید دیگران بدانند که وقتی با مشکلی روبرو میشوند شما واقعا به آنها اهمیت میدهید اما گرفتار مشکلاتشان نمیشوید.

20. با قلبتان ببینید و نه با چشمانتان.

به افراد، سطحی نگاه نکنید. وضعیت مالی، ظاهر و بدنامی اهمیتی ندارند. به دنبال راستی و صداقت در درون شخص بگردید.

21. به جای جواب منفی، جواب مثبت ندهید.

وقتی شما به جای نه، بله می گویید دچار خشم درونی میشوید. تنها زمانی جواب مثبت بدهید که دلتان میخواهد و تحت فشار نیستید.

22. به دیگران نشان دهید که حق شناس هستید.

به آنها بگویید و نشان دهید که از اینکه آنها را در زندگی خود دارید خوشبختید.

23. دیگران را سرزنش نکنید.

سعی کنید دیگران را آزار ندهید و باعث نشوید که به خاطر انتخاب ها، تصمیمات و اعمالشان احساس بدی پیدا کنند.

24. بیشتر از آنچه که مورد انتظار است از خود مایه بگذارید.

بیش از حد نیاز کاری را انجام ندهید اما ابتکار عمل داشته باشید و گاهی بیشتر از آنچه که باید از خود مایه بگذارید.

25. در روابط خود همواره مسیر پیشرفت را طی کنید.

کنترل کننده یا وابسته نباشید. روابط را به گونه ای پیش ببرید که برای هر دو طرف رو به تعالی و رضایت بخش باشد.

26. شخص بزرگی باشید.

به دنبال این نباشید که اعتبار کسب کنید، دیگران را کوچک کنید یا مورد ستایش قرار بگیرید. دانش و قدرت خود را در زمان مناسب نشان دهید.

27. فروتن باشید.

به خود بخندید، از عیب ها و اشتباهات خود آگاهی داشته باشید و قبول کنید که آنها شخصیت شما را تعریف نمیکنند.

28. همیشه آماده یادگیری باشید.

هوش و تحصیلات عالیه خود را به رخ دیگران نکشید. بدانید که همیشه چیزی برای یاد گرفتن وجود دارد حتی از کسانی که دانش کمتری دارند.

29. بگذارید انتخابتان کنید.

علاقه صادقانه خود را به دیگران نشان دهید. از کلمه شما بیشتر از کلمه من استفاده کنید. با اشتیاق به دیگران گوش کنید و جنبه های مثبت شان را به آنها گوشزد کنید.

30. به افراد هدایایی دهید که دوست دارند.

هدایایی نخرید که برای خود شما مهم است و یا دیگران را تحت تاثیر قرار میدهد.

31. پیوسته خود را به چالش بکشید.

متوسط نباشید. به معلومات گذشته خود اکتفا نکنید. مدام در حال پیشرفت باشید و در مواجه با فرصت ها و نحوه استفاده از آنها خلاقیت داشته باشید.

32. ساده زیستی پیشه کنید.

زیرا باعث میشود شما تحت فشار، عجول، به هم ریخته و یا گیج و سردرگم نباشید. به خودتان زمان و مکانی برای تمرکز بدهید.

33. قدرت فوق العاده زمان حال را بپذیرید.

هیچ چیز ارزشمندتر از این لحظه نیست. آن را به بهترین لحظه ممکن تبدیل کنید.

34. برخلاف جریان آب شنا نکنید.

با افراد و موقعیت هایی که نمیتوانید تحت کنترل خود قرار دهید مبارزه نکنید. راه آسانتر این است که مسیر خود را تغییر دهید.

35. مسیر رشد را طی کنید.

در مسیر پیشرفت حرکت کنید و گوش به زنگ فرصت های رشد و تغییر باشید.

36. بپذیرید که شما برای همه جذاب نخواهید بود.

هر چه شما رشد کنید و جذاب تر شوید افراد کم تری جذب شما میشوند. اما این تعداد کمتر، گروه شگفت انگیزی خواهند بود.

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:50 ] [ دی جی تنها ]

چهل عصاره تربیتی

خانه و خانواده | چهل عصاره تربیتی والدین و مربیان باید بکوشند هم چون شاهدی ناظر بر گفتار کودک باشند، حرکات و سخنان او را اصلاح نمایند، از طریق تذکر و بیان، به آگاهی های او اضافه کنند و صحت و سقم امور را به او بیاموزند.
 

چهل کپسول تربیتی، هدیه ما به والدینی است که روح فرزندشان برایشان مهم است.

در ارتباط با فرزندتان به نکات زیر توجه کنید و رسالت سنگین تربیت یک انسان را دست کم نگیرید.

کودک
** باور کنیم فرزندان 80% خود ما هستند اما در دنیای کوچک ها. بنابراین ابتدا باید خوب خودتان را بشناسید. سپس شیوه ی ثابتی را انتخاب کنید و آن را ملاک قرار دهید.
باید باور کنیم که کودکان میل دارند خوب باشند. بیشتر خوشی و شادی بچه ها بستگی به تایید والدین دارد، زیرا در کنار همه ی رفتارهای نادرست و کارهای نامطلوب آنها همیشه یک میل به همکاری و پذیرفته شدن و تایید و حمایت والدین نهفته است.
** محبت خود را به بچه ها نشان بدهید، اگر بچه ها را دوست دارید که حتما همین طور است، این دوست داشتن را با کارهایی از قبیل ابراز زبانی، در آغوش کشیدن، بوسیدن، تشویق (به هنگام انجام کارهای خوب) و نه تنبیه کردن (در هنگام انجام کارهای نادرست) به آنها ثابت کنید. او به راحتی فرق محبت را با لوس کردن می فهمد.
** تا می توانید خونسرد باشید. برخوردهای خشن، تهدیدهای سنگین و فریاد کشیدن ها، موقعیت را بدتر می کند؛ حتی اگر کودکان در برابر داد و فریاد ما تسلیم شوند.
** وقتی «نه» می گوییم آن را جدی تلقی کنید و به آن بچسبید. برای این که ثابت کنید آدم مصممی هستید پای نه گفتن خود بایستید. البته در «نه» گفتن به کودک باید بسیار دقیق بود و فقط در مواقع لازم به کودک «نه» گفت. جدی بودن، احساس امنیت و آرامش را به دنبال می آورد. با مهربانی تمام، جدی باشید. باید صبور باشید تا او به روش جدید عادت کند و مطمئن باشید که در آینده حتما سپاسگزار شما خواهد بود.
** قوانین و مقررات مشخصی برای داخل خانه وضع کنید، سعی کنید بچه ها بفهمند که چرا این قوانین وضع شده اند و از آنها اطاعت کنند.
** مثبت برخورد کنید و مثبت حرف بزنید. مثلا به جای گفتن «این آشغال ها را از روی زمین بردار» بگویید: «این اسباب بازی ها را جمع کن».
** آنچه به کودکان می گویید، واقعی و درست باشد. اگر بر فرض تهدیدی انجام می دهید این تهدید واقعی و عملی باشد. پس گفتن این که «اگر این کار را بکنی دیگر دوستت ندارم»، خیلی خیلی اشتباه است.
** از پدر خانواده به عنوان وسیله ی تهدید استفاده نکنید. وقتی می گویید: «بر کن تا بابات بیاد» معنی اش این است که مادر در خانواده هیچ کاره است؛ در حالی که قواعد وضع شده به وسیله ی مادر، باید همان هایی باشد که پدر نیز بر آنها اصرار دارد. پدر و مادر هر دو وضع کننده ی قانون هستند و هر دو باید بتوانند مجری آن باشند. بچه نباید از پدر بترسد و از مادر نترسد. توافق والدین مهم است؛ هر دو باید هماهنگ عمل کنند و نسبت به اجرای قانون مصر باشند.
** پیشاپیش در مورد اجرای دستورات اخطار بدهید. هیچ کودکی نیست که با میل خود، بازی را ترک کند و مثلا به کار و درس بپردازد، یا به موقع بازی را تمام کند و به رختخواب برود. بنابراین لازم است که به جای قطع ناگهانی برنامه ی آنها، پیش از آن به بچه ها اخطار دهید، مثلا بگویید تا 10 دقیقه ی دیگر وقت برای بازی داری.
** به بچه ها وظایفی را در خانواده واگذار کنید. بچه از این که به نحوی کمک می کنند و نقشی در همکاری با خانواده به عهده می گیرند، غالبا احساس خوشحالی و رضایت خاطر دارند. بنابراین والدین بدون هیچ گونه احساس ناراحتی می توانند و لازم است وظایفی به فرزندان خود محول کنند. این کار به آنها این امکان را می دهد که گوشه ای از بار مسوولیت خانواده را به دوش گیرند.
** هماهنگی والدین از لحاظ نوع تربیت بچه ها کاملا ضروری است. اختلاف سلیقه و نظر والدین در کار تربیت می تواند به بچه ها از جهات مختلف صدمه وارد کند. اتفاق رای در کار تربیت جزء ضروریات پرورش فرزند است. اگر پدر و مادر در رفتار با کودک خود، هر روز یک جور عمل کنند، این کار باعث می شود قدرت تشخیص کودک ضعیف شود و در مرحله ی بعدی از این ناهماهنگی سوء استفاده کند.
** اجازه ندهید عادت های بد، هر چند پیش پا افتاده را فرا بگیرد، هیچ وقت آنها را کوچک حساب نکنید. در حضور دیگران سرزنششان نکنید (سعی کنید راهنمایی های صادقانه، آرام و در تنهایی باشد، طوری رفتار نکنید که گویی خطای او نابخشودنی است). کاری نکنید به دروغ متوسل شود. (بنابراین صداقتش را امتحان نکنید). زود قول ندهید تا بعد مجبور نشوید زیر آن بزنید. عمل نکردن به قول خیلی بدتر از پاسخ منفی است.
** یکی از بهترین شیوه ها، شیوه ی «صمیمیت و دوستی» با کودک است. سعی کنید تداوم داشته باشد و به اشکال متفاوت نباشد که تکلیفش را نداند. از جملات امری و تهدید بپرهیزید زیرا:

الف) کم کم تاثیرش را از دست می دهد.
ب) کودک اعتماد به نفسش را از دست می دهد.

اگر لازم است، عذر خواهی کنید، به اشتباه خودتان اعتراف کنید؛ با این کار پیش بچه عزیز می شوید و او گذشت و پذیرش خطاها را می آموزد. آرامش در محیط خانوادگی «غذای روحی» برای او است. با کمی گذشت می توان آن را به او داد.
** به سوالاتش پاسخ دهید (هر چند زیاد یا احمقانه باشد).
** قاطعیت به موقع بهترین کمک برای یافتن شخصیت سالم و رشد او است؛ قاطعیت به موقع، به معنای خشونت، دیکتاتوری و زور گویی نیست.
** بچه به عشق مداوم و سرشار والدین نیاز دارد. هر قدر که بزرگ می شود باز نوازش کردن او را قطع نکنید، دستی به موهایش بکشید، سرش را روی زانو قرار دهید، موقع خواب او را ببوسید.
** برای لذت بخش ترکردن زندگی، لزوما نیاز به پول نیست بلکه احتیاج به کمی تخیل و آرزوست.
** برای هر چیزی چه کوچک (از زود آمدن پدر به منزل) تا بزرگ، جشن بگیرید.
** همسر خود را تشویق کنید با بچه ها بازی کند.(البته بدون نق زدن)
** ایراد گرفتن از بچه ها باعث بی شخصیتی و ایجاد ترس در آنها می شود و پیش خود می گویند: مادرم که مرا دوست ندارد، چه فایده ای دارد؟ برای این که خوشحالش کنم باید تسلیم عقیده اش بشوم.
** باید فرزند را آن چنان که هست بپذیرید نه این که او را آن چنان بخواهید که آرزو دارید باشد. زیرا در مورد دوم این خطر وجود خواهد داشت که وی حالتی تدافعی بگیرد و خود را در لاکی نفوذ ناپذیر محبوس سازد.
** کودک به کسانی علاقه پیدا می کند که او را درک کنند و سعی نمایند به زبان او صحبت کنند.
** دانش دیگران را به شرطی می پذیرد که در پیمودن راهش به او کمک کند، نه آن که ابزاری برای اثبات نادانی وی، چه ظاهرا و چه باطنا باشد.
** این تصور باطل است که می توان با تظاهر به کودکی، بهتر کودکان را درک کرد. زیرا کودکان از تمسخر بیزارند و این کار را توهین به شخصیت خود می دانند، و از آن پس ارتباط با آنها ناممکن می شود.
** بهترین راه برای تبادل اندیشه با کودک، استفاده از سرگرمی ها و علایق و رغبت های اوست.
** باید لیاقت ها و توانایی های حسی و حرکتی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی کودکان را در نظر بگیرید.
** برای گفتن مطلبی به کودک ابتدا باید به آنچه قبلا در این باره می داند توجه کنید. از دانسته های خود او استفاده کنید و با همان کلماتی که می داند با وی حرف بزنید.

** برای جلب نظر کودک اصولی مانند دقت، رفع عامل حواس پرتی و آغاز سخن با ساده ترین جملات را رعایت کنید.

** گاهی بهتر است از وی هیچ گونه انتظاری نداشته باشید به ویژه وقتی که او خسته است و یا نیازی را مانند به دستشویی رفتن، گرسنگی، تشنگی و غیره ابراز می دارد.
** اگر سؤال شما چند مطلب مجزا را در برمی گیرد، او سؤال را نمی فهمد. (در این صورت نباید او را لجباز و تنبل یا سر به هوا تصور کنید).

چگونه می توانیم فعالیت هایی را که تصور می کنیم برای کودک جالب است، به وی پیشنهاد کنیم؟
** با توجه به آنچه کودک قادر به انجام آن است: اگر کودک بین آنچه از او انتظار داریم و آنچه خود می تواند انجام دهد، تناسبی نبیند، آزرده خاطر شده و به اضطراب می افتد، و در نتیجه فرار نموده و یا گریه را سر خواهد داد.
** هنگامی دخالت کنید که خود کودک دیگر دانشی برای استفاده نداشته باشد. موقعی که کودک تجربه ای از آموخته های قبلی خود را برای استفاده نداشته باشد، دخالت بزرگ ترها برای او بسیار جالب خواهد بود، به شرط آن که این دخالت ها نیز در طریق استنباط خود او باشد.
برخی از این دخالت های مفید به قرار زیرند:

الف) برای تشویق کودک به ادامه ی تجربه ی خویش به منظور رسیدن به هدف.
ب) بعضی دخالت ها می توانند به کودک فرصت بدهند تا مفهومی را که کاملا درک نکرده است به خوبی دریابد و هم چنین عنصر تازه ای را به مفهوم قبلی خود اضافه نماید.
ج) کودکان از درک علل شکست های خود غالبا عاجزند. دخالت در این جا می تواند آنها را به راهی دیگر رهنمون شود.

** اگر کودکی قادر به یادگیری و به کار بردن کلمه ی «نه» است طبعا توان یادگیری «متشکرم» را نیز دارد و همین طور اگر ماهیچه های او از هماهنگی کافی برای برداشتن اسباب بازی بچه ی دیگر برخوردار است، در شرایط و امکانات یکسان، ماهیچه های او توان دادن یکی از اسباب باز ی های خویش را به بچه ی دیگر نیز دارد.
** تا آن جا که ممکن است بکوشید با زبانی ساده، منطقی و کودک پسند، مسایل را به فرزندتان تفهیم کنید. به کودک راه و رسم حیات اجتماعی را بیاموزید، عملا به او یاد دهید که پیران را محترم بدارد، با کوچک ترها مهربان باشد، افراد هم نوع را دوست داشته باشد و به حیات دیگر انسان ها توجه کند. پدر و مادری که برای کودک نه تنها موجبات ادراک را فراهم نمی کنند، بلکه می کوشند به آنچه که کودک دریافته پرده ای بکشند، با آشنایی به امر تربیت فاصله ی بسیار دارند.
** از آغاز زندگی، کودک را به کار وا دارید، مثلا در گستردن و جمع کردن سفره، در آوردن قاشق و لیوان و شستن ظروف او را به همکاری دعوت کنید و کار ناقص او را بپذیرید تا به کار کردن عادت کند. در تربیت کودکان، اساس کار روی مدل و الگو است، زیرا کودک هم موجودی مقلد است و هم حالت قوی قهرمان جویی و قهرمان پرستی در او وجود دارد.
** کار خیر خود را در حضور فرزندان خود عملی کنید، بگذارید فرزند شما دست احسان شما را ببیند و ملاحظه کند که چگونه شما به یاری مظلومان و محرومان می شتابید و چگونه از وقت خود به نفع این قشر مایه گذاری می کنید.
** روابط شما با کودکان باید بسیار صمیمانه و خیرخواهانه و در عین حال اندیشیده و عاقلانه باشد. باید با کودک دوست بود و برای او ارزش و برای عقاید و افکارش احترام قایل شد.
** کودک باید به والدین و مربیان خود اعتماد داشته باشد، آنها را دوست و خیرخواه خود بداند و مطمئن باشد در گرفتاری ها مددکار او هستند و زیر بازویش را خواهند گرفت و گرنه کودک احساس بی سرپرستی و تنهایی خواهد کرد.
چه بسیارند کودکانی که در اثر عدم اعتماد به رازداری و راز شنوی والدین، بلاهایی را که بر سرشان آمده با آنها در میان نمی گذارند و خانواده روزی از مسایل خبر می یابد که آبرو و شرفش بر باد رفته باشد.
** در سایه ی احترام به کودک است که او بزرگ منش می شود، تن به انحرافات نخواهد داد و احساس بزرگی و وقار و متانت خواهد کرد.
امر و نهی ها باید دوستانه و در مواردی همراه با تشویق و تحسین باشد، تا کودک خود را محکوم نداند و حیاتش را در وحشت و نگرانی سپری نکند.

و در پایان کلامی با مادران
اجازه ندهید تعادل زندگی برهم بخورد و شوهر شما نقشی در تربیت فرزندتان نداشته باشد. پسری که تنها از مادرش دستور می گیرد و پدر نقشی محو برای او دارد، در آینده نیز زندگی زناشویی عادی نخواهد داشت.
دختر نیز به پدر نیاز دارد که او را نوازش کند و تحسین نماید، تا در آینده نقش شوهر را بتواند دریابد و درک کند.
سرپرستی خانواده با پدر است و در چنین صورتی فرزندان به صورت متعادل و واقعی نقش مادر و پدر را درمی یابند.
[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:50 ] [ دی جی تنها ]

نقش پدر مهم تر است یا مادر؟

خانه و خانواده | نقش پدر مهم تر است یا مادر؟ در 2 سال اول زندگی، کودک کاملا به مادر وابسته است؛ نیازهای کودک فقط توسط مادر برآورده می شود و پدرها معمولا تنها شاهد بزرگ شدن کودک هستند و نهایت مسئولیت و کمک شان، در ارتباط با کارهای کودک، به طور غیرمستقیم و از طریق توجه به مادر و کمک کردن به او خواهد بود.
 

با بزرگ تر شدن کودک و رشد شناختی و شخصیتی او اما نیاز دیگری هم به نیاز های ابتدایی او اضافه می شود؛ نیاز به تربیت و آموزش از ساده ترین رفتارها مانند استفاده از دستشویی گرفته تا حرف زدن و بازی کردن.

در جامعه مدرن امروزی، عملا بعد از رسیدن کودک به سن مدرسه و ارتباط با دیگر همسالان، کودک بسیاری از آموزش ها را از معلمان، مدرسه، همسالان و حتی رسانه هایی مانند تلویزیون یاد می گیرد اما تا قبل از مدرسه، کودکی که تنها با والدین خود ارتباط دارد هم نیاز به آموزش و تربیت دارد اما واقعا وظیفه اصلی تربیت کودک بر عهده کیست؟

روان پزشکان چه می گویند؟
تربیت و پرورش یک کودک، شاید مهم ترین و سخت ترین وظیفه ای باشد که کسی در زندگی برعهده خواهد داشت. نظریات روان شناسان مشهوری مانند فروید و بندورا که بر تاثیر آموزش های دوران کودکی در شکل گیری شخصیت بزرگسالی کودک تاکید دارند، اهمیت نقش والدین را نشان می دهد. بندورا معتقد است رفتار و شخصیت آدمی اکتسابی است یعنی بر اثر یادگیری شکل می گیرد. فروید پا را از این هم فراتر می گذارد و می گوید تنها تجارب چند سال اول زندگی کوک شخصیت او را شکل می دهد و کودک در سال های اول تنها در کنار پدر و مادر است.

والدین نخستین الگوهای رفتاری هستند که کودک با آن ها مواجه است و در بین بقیه افرادی که در کنار کودک قرار دارند، والدین تاثیرگذارترین هستند. از همان سال های ابتدایی زندگی، کودک مفاهیمی مانند مهربانی، احترام، دوست داشتن، دروغ، خشم و بقیه خصوصیات شخصیتی را از والدین خود الگو می گیرد. او بسیاری از این ها را به طور ناخودآگاه و حتی بدون تلاش والدین از آن ها و از رفتارهای آن ها کسب می کند به همین دلیل والدین باید کاملا نسبت به رفتار های خود در قبال کودک هشیار باشند.

والدین باید مشورت کنند
روان شناسان توصیه می کنند که بهتر است والدین حتی قبل از بچه دار شدن با هم در مورد رفتارها و انتظارات شان در قبال کودک حرف بزنند و از نوع والدگری یکدیگر اطلاع داشته باشند. پدر باید بداند مادر چه انتظاری از کودکش خواهد داشت و چه رفتاری را برای کودکش مناسب می داند. متخصصان می گویند والدین باید به یک نقطه مشترک در تربیت کودک برسند و این کار با حرف زدن و همچنین مشاهده نمونه های دیگر، بحث کردن در مورد مسائل مختلف تربیت کودک و مشکلاتی که ممکن است در مسیر آموزش کودک اتفاق بیفتد، شکل می گیرد اما مهم ترین نکته ای که والدین باید در مورد آن به توافق برسند، انضباطی است که کودک در چهارچوب آن قرار خواهد گرفت. رفتارهای کودک باید حد و مرز مشخصی داشته باشد، باید کسی باشد که به کودک درست یا غلط بودن هر رفتاری را آموزش دهد و در صورتی که والدین در این مورد با یکدیگر توافق نداشته باشند، کودک دچار سردرگمی خواهد شد. شکل دادن یک چهارچوب رفتاری برای کودک به او کمک می کند که یاد بگیرد بعدها در اجتماع چطور رفتار کند.

مربی اصلی کودک کیست؟
به طور سنتی، مادرها وظیفه آموزش کودک را برعهده دارند اما گاهی پدرها هم دوست دارند در این امر دخالت داشته باشند. به غیر از آموزش های شخصیتی که در بالا گفته شد، بعضی رفتارها و کارهای کوچک تر و به ظاهر کم اهمیت تری هم وجود دارند که کودک باید بتدریج آن ها را از کسی یاد بگیرد. زمان استراحت و خواب، نوع غذا خوردن، بازی کردن، حرف زدن و چیزهایی از این قبیل، مسائل روزمره ای هستند که کودک در سال های اول زندگی باید یاد بگیرد. محققان در یک تحقیق با بررسی روی 112 خانواده که کودکانی در سنین قبل از مدرسه داشتند به نتایج جالبی دست یافتند. آن ها مشاهده کردند در خانه هایی که پدر با کودک بیشتر بازی می کند و ارتباطش با کودک در زمینه بازی های فکری، ورزش کردن، دویدن و محبت کردن است، والدین با هم همکاری مناسب تری در تربیت کودک دارند و مادر راحت تر می تواند به کودک آموزش های لازم را بدهد. در این خانواده ها اغلب اختلاف کمتری هم در زمینه تربیت کودک وجود دارد. در نقطه مقابل، در خانه هایی که پدر سعی دارد در آموزش کارهایی مانند مراقبت های روزمره مثل حمام کردن و استفاده از دست شویی، مسواک کردن، آماده کردن غذا و چیزهایی از این قبیل دخالت کند، بعد از یک سال از نخستین مشاهده محققان، اختلاف های بیشتری بین والدین در زمینه تربیت کودک به وجود آمده است. در این خانواده ها والدین بیشتر از هم در زمینه تربیت کودک ایراد می گیرند و نحوه آموزش های یکدیگر را زیر سوال می برند. مخالفت های والدین در موضوعات مختلف رفتاری در این خانواده ها آشکار تر و حتی گاه به صورت جر و بحث هایی در حضور کودک هم مشاهده شد؛ موضوعی که به نظر کارشناسان کاملا بر تربیت کودک تاثیر منفی خواهد گذاشت.

بهتر است شراکتی تربیت نکنید
بسیاری از والدین می گویند که می خواهند تربیت کودک را به طور مشترک و با همراهی یکدیگر انجام دهند اما در عمل این اتفاق کمتر رخ می دهد. از نظر کارشناسان، بهتر است یکی از والدین کودک نقش یک مربی را داشته باشد و والد دیگر صرفا نقش همراهی و کمک کردن را. آن ها معتقدند بهتر است مادر به علت ارتباط بیشتر با کودک این نقش اصلی را بر عهده بگیرد و پدر نظراتش را در مورد تربیت کودک تنها با مادر در میان بگذارد و خود سعی نکند به روش خود به کودک آموزش دهد.

نتایج این تحقیق کاملا نقش بحث و گفت و گوی والدین قبل از بچه دار شدن یا در سال های اول زندگی کودک در مورد چگونگی تربیت او را نشان می دهد. مشاوره های قبل از بارداری و آموزش والدگری قبل از بچه دار شدن یا حتی حین آن می تواند به والدین در مورد روش مناسب تربیت کودک کاملا کمک کند و به آن ها اجازه دهد تا از تعارضات احتمالی جلوگیری کنند.

نکته بسیار مهم در مورد این مشکلات این است که تفاهم نداشتن در روش تربیت کودک حتی ممکن است به تفاهم نداشتن در زندگی مشترک والدین هم منجر شود مسئله ای که می تواند تاثیر مخرب بیشتری در تربیت کودک داشته باشد. بسیاری از کودکان در سال های قبل از مدرسه و در سنین 5 تا 6 سالگی، کاملا مشکلات بین والدین را می فهمند و در صورتی که احساس کنند خودشان یا موضوعی مربوط به آن ها باعث به وجود آمدن مشکل بین والدین شان شده ممکن است احساس سرخوردگی یا گناه کنند.

آموزش همه جانبه است
والدین باید به یاد داشته باشند مهم ترین راه تربیت کودک، نه فقط آموزش کلامی است بلکه آن ها باید با فرزندشان زندگی کرده و در کنار او وقت بگذرانند.

وقت گذاشتن برای کودک، توسط والدینی که در بیرون از خانه شاغل هستند کار سختی است؛ اینجاست که زمان های مشترک مانند زمان صرف غذا و روزهای تعطیل اهمیت پیدا می کنند. در این زمان ها تنها با کودک تان حرف نزنید، با یکدیگر هم ارتباط داشته باشید و اجازه دهید تا کودک قوانین زندگی را با مشاهده شما یاد بگیرد. همیشه حواس تان باشد که کودک تان شاهد رفتارهای شما خواهد بود و حتی به طور ناخودآگاه از آن الگو خواهد گرفت.

حوزه های مختلف رفتاری را از هم جدا کنید
شاپی سالیوان، یکی از روان شناسان مجری این تحقیق می گوید: «هنگامی که پدر و مادر هردو به یک اندازه می خواهند نقش مراقبتی و نظارتی داشته باشند، در مقابل هم قرار بگیرند، این کودک است که بین پدر و مادر له می شود.» او پیشنهاد می کند والدینی که این احساس را دارند بهتر است مسئولیت ها را با هم تقسیم کنند. حوزه های مختلف رفتاری را از هم جدا کرده و هرکدام در حوزه خود به آموزش کودک بپردازد و در عین حال با هم همیشه در هماهنگی باشند که در این حوزه ها آموزش های متفاوتی به کودک ندهند. مادر ها می توانند بهداشت فردی را به کودک یاد بدهند و پدر نحوه رفتار با کودکان دیگر را به فرزندش آموزش بدهد؛ غذا خوردن و تغذیه کودک با مادر باشد و پدر، بازی کردن را به کودک یاد بدهد.

اما از آنجا که بیشتر رفتار های ما به عنوان پدر و مادر به طور ناخودآگاه به الگوی ذهنی خودمان از والدین مان برمی گردد و با توجه به نقش تاریخی مادران در تربیت کودک، ناخودآگاه این مادران هستند که قدرت اصلی در پرورش کودک محسوب می شوند و پدر ها بهتر است تنها با مادران همفکری و همراهی کنند.» به عقیده دکتر سالیوان والدگری، به طور مشترک ممکن است بسیار ایده آل و مطلوب به نظر برسد اما در عمل، کار بسیار سختی است.

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:46 ] [ دی جی تنها ]

اندرزهای رنگی

روانشناسی | اندرزهای رنگی بازی رنگ ها و تاثیر آنها در زندگی انسان، کاملا ثابت شده است. تشدید شادی و اندوه و تلقین سایر احساسات عاطفی و روانی از طریق قرار گرفتن در مجاورت و یا استفاده از رنگ های متفاوت، مسئله ای جالب و قابل تامل است.
 

در ادامه به تاثیرات روانی برخی از رنگ ها و کاربرد آنها اشاره می شود:

- برای لاغر شدن از بشقاب (ظرف غذا) و حتی غذای بدون رنگ قرمز و رومیزی آبی استفاده کنید، چرا که قرمز اشتها را تشدید کرده و در عوض آبی اشتها را کم می کند.

- شاید تا کنون با خود فکر کرده باشید که چرا لباس پرسنل اتاق عمل به رنگ سبز است. در پاسخ به این سوال به شما یک توصیه ساده می کنیم: در زمان اضطرار از رنگ سبز استفاده کنید.

- در صورت حس بی حالی و بی حوصلگی، فقط کافی است کمی رنگ نارنجی به محیط خود اضافه کنید. حتی در هنگام استحمام از حوله ولوازم نارنجی بهره ببرید. همچنین برای غلبه بر افسردگی نیز با این رنگ شاد، بیشتر عجین شوید.

- در زمان افسردگی حتما از رنگ زرد اجتناب کنید چرا که این حس شما را نشدید می کند.

- در عین حال، به یاد داشته باشید که در زمان عصبانیت نیز از به کاربردن قرمز خودداری کنید.

- در صورت حس کم خوابی از بنفش و آبی بهره بجویید. به طور کلی این دو رنگ برای آراستن دکوراسیون اتاق خواب، مناسب هستند.

- زمان بروز مشکلات از ر نگ نیلی برای بهتر اندیشیدن مدد بگیرید.

در آخر باید گفت به طور کلی، رنگ سیاه را افراد کمال طلب، رمزآلود و شیک پوش و بر عکس سفید را افراد خاکی دارای اخلاص و اعتدال، قرمز را افراد شجاع و نترس و اهل ریسک و خطر پذیر و آبی را افراد کار کن و وظیفه شناس انتخاب میکنند. تجربه نشان داده وزنه بردارانی که لباس آبی می پوشند وزنه های سنگین را بهتر بلند می کنند زیرا نشانگر اطمینان و آرامش است و لاغری.

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:45 ] [ دی جی تنها ]

3 توصیه برای پیشگیری از پیر شدن مغز

سلامت و پزشکی | 3 توصیه برای پیشگیری از پیر شدن مغز همه ما آرزو داریم که امید به زندگی مان را افزایش دهیم، به شرطی که از لحاظ جسمی و فکری در سلامت کامل باشیم ...
 

همان طور که پیشگیری از ابتلا به بسیاری از بیماری ها پیشرفت قابل توجهی داشته است، آیا پیشگیری از پیری مغز هم امکان پذیر است؟ برای جلوگیری از پیر شدن مغز چه می توان کرد؟

چه طور می توان با پیر شدن مغز مقابله کرد؟

1) برای پیشگیری از پیر شدن مغز، یک فعالیت جسمی منظم انجام دهید

2) مغزتان را به درستی تغذیه کنید

3) مغزتان را به کار بیندازید

 

چه طور می توان با پیر شدن مغز مقابله کرد؟

هر سال که می گذرد، 3 ماه افزایش امید به زندگی را با خود به همراه دارد. برای بهره بردن کامل از این فرصت، ضروری است که از بیماری ها و پیری پیشگیری شود. آزمایش های متعددی برای تشخیص برخی از بیماری ها مانند برخی سرطان ها (سینه، پروستات، رودۀ بزرگ، پوست) یا درمان آنها (بیماری های قلبی عروقی) وجود دارد، ضمناً می بایست از مغزمان در مقابل پیری محافظت کنیم و اجازه ندهیم که خیلی سریع پیر شود. این یک واقعیت است که امروزه، می توانیم جلوی پیر شدن مغزمان را به شیوه ای ساده و طبیعی بگیریم.

همان طور که پرفسور ژان ماریانی، متخصص اعصاب، می گوید، اولین اقدام در این مسیر انجام یک فعالیت جسمی به طور منظم است.

1) برای پیشگیری از پیر شدن مغز، یک فعالیت منظم جسمی انجام دهید

انجام تمرینات سنگین ورزشی بی فایده است. فعالیت ورزشی شما می تواند متعادل باشد، مهم ترین چیز در این میان، منظم انجام دادن این فعالیت است. به همین دلیل است که گفته می شود، 30 دقیقه پیاده روی در روز، بسیار خوب است. اما ورزش چگونه می تواند مانع از پیر شدن مغز شود؟ فعالیت عضلانی تولید عوامل غذایی مورد نیاز برای عملکردهای مغز را تحریک می کند. اما فعالیت جسمی باعث گردش خون و همچنین شستشوی مغز (مانند همۀ اعضا) هم می گردد، و این همان فرآیندی است که برای تغذیۀ نورون ها ضروری است.

2) مغزتان را به درستی تغذیه کنید

کمیت، نوع و کیفیت مواد مغذی که توسط جریان خون به مغز می رسند، بستگی به تغذیۀ شما دارند. نیازهای تغذیه ای مغز چیست؟ مغز نیاز به لیپیدها (چربی) دارد، البته نوع آن مهم است، لیپیدها باید از نوع امگا 3 (2 بار ماهی در هفته، روغن کلزا) باشند. ضمناً مغز به مقدار زیادی انرژی هم نیاز دارد. با این که مغز تنها 2% از وزن بدن را به خود اختصاص داده است، اما 20% از انرژی بدن را مصرف می کند. بنابراین، باید از قندها به شکل نان، ماکارونی و... استفاده کرد. و در نهایت، مغز نیاز به اکسیژن دارد، این اکسیژن رسانی توسط جریان خون و گلبول های قرمز تأمین می گردد. گلبول های قرمز نیاز به آهن دارند، این عنصر را می توان در گوشت ها و ماهی ها یافت. به خاطر داشته باشید که مصرف الکل برای مغز زیان آور است. در دراز مدت، الکل نورون ها را از بین می برد.

3) مغزتان را به کار بیندازید

همان طور که لازم است ماهیچه های ما به طور منظم به کار گرفته شوند، مغزمان هم باید بدون توقف کار کند تا پویا و قوی بماند. در این زمینه، همۀ فعالیت های ذهنی خوب هستند، هر چه این فعالیت ها تنوع بیشتری داشته باشند، نتیجه بهتر خواهد بود. بنابراین برای پیشگیری از پیر شدن مغز، شما باید فعالیت های فکری، اجتماعی و حتی دستی داشته باشید، این فعالیت ها باید بسیار متنوع، متعدد و منظم باشند: هر روز شطرنج بازی کنید، مطالعه نمایید، ذهن خود را پرورش دهید، یاد بگیرید، برای دیگران روایت کنید، بحث کنید، به گردش بروید، سعی کنید از همه چیز سر در بیاورید، به دیگران آموزش دهید و... . برای علاقه مند شدن به چیزهای تازه و شرکت در فعالیت های جدید سن خاصی وجود ندارد!

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:45 ] [ دی جی تنها ]

5 اشتباهی که در محیط کار انجام می دهید

موفقیت | 5 اشتباهی که در محیط کار انجام می دهید درست است که بسیاری از ما بخش عمده ای از ساعات روز را در محل کار می گذرانیم، اما این دلیل موجهی برای اینکه در محل کار هر کاری دوست داشتیم انجام دهیم نیست!
 

محل کار هم مثل هر جای دیگر قوانین و الزام های خاص خود را دارد و با رعایت آنها و مرتکب نشدن اشتباهاتی که ما در این گزارش به برخی از آنها اشاره می کنیم، می توانید کاری کنید که محل کار هم مثل خانه برایتان آرامش و امنیت بیاورد.

1. اشتباه در رفتار
ناسزا گویی، گفتگوهای غیرضروری، بیش از حد احساس راحتی کردن با دیگران و عادت های نادرست غذایی از جمله ناهنجاری های رفتاری است که در محل کار، هر کسی را از شما دور می کند.

ناهنجاری در رفتار در هر جا که رخ دهد، پدیده ای ناخوشایند و حتی زشت است، اما وضع وقتی بدتر می شود که چنین رفتارهایی در محل کار به عنوان یک مکان رسمی و دارای قانون از فرد سر بزند.

2. اشتباه در صحبت با دیگران
روش صحبت کردن، نخستین چیزی است که به چشم اطرافیان شما در محل کار می آید. این مسئله آنقدر اهمیت دارد که حتی در ایجاد اعتبار یا خدشه دار کردن شخصیت شما تاثیرگذار است.
به هیچ عنوان در محل کار راجع به موضوعات خارج از کار صحبت نکنید، به شایعات دامن نزنید، سر دیگران فریاد نکشید و تلاش کنید سنجیده و با فکر صحبت کنید.

3. اشتباه در تصویر سازی دیگران از شما
تلاش کنید، کاری نکنید که دیگران برداشتی غیر از آنچه هستید از شما داشته باشند؛ بدین معنا که از رفتارهایی چون تاخیر و بدقولی پرهیز کنید، چرا که چنین رفتارهایی کار دست شما می دهد و باعث می شود که در نظر دیگران فردی غیرقابل اعتماد جلوه کنید.

سعی کنید تصویری که در محل کار از خود ارائه می دهید، باعث افتخار همکارانتان از همکاری با شما گردد.

4. اشتباه در ماموریت ها و سفرهای کاری
برخی از کارمندان، ماموریت و سفرهای کاری را با تفریحات خانوادگی اشتباه می گیرند. درست است که خرج و هزینه سفرها و ماموریت های کاری با شما نیست، اما این دلیل نمی شود که خارج از چارچوب کار عمل کنید.

اگر کاری خارج از چارچوب سفر کاری خود انجام دهید و این موضوع به هر شکلی به گوش مقام بالاتر شما برسد، قطعا عاقبت خوشی در انتظار شما نخواهد بود!

5. اشتباه در وقت استراحت
برخی تصور می کنند که اگر از هر فرصتی در محل کار برای استراحت استفاده کنند و به اصطلاح برنامه مشخصی برای زمان کار و استراحت خود نداشته باشند، آدم های زرنگی هستند.

این در حالی است که استراحت بدون برنامه و بدتر از آن بیش از اندازه هم نوعی فعالیت غیرقانونی محسوب می شود و بالاخره یک جایی عواقب خود را نشان می دهد.

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:43 ] [ دی جی تنها ]

تربیت شخصی

دست نوشته | تربیت شخصی گاهی فکر می‎کنم دارم خیلی خودخواهانه بچه‎ام را بزرگ می‎کنم. بعد نگاه می‎کنم و می‎بینم همه مادرها همین کار را دارند می‎کنند، اما هر کدام «خود»شان یک چیز می‎خواهد.
 

من با دخترم (که حالا دارم یک سال و نیم‎اش می‎شود) هیچ چیز را «کار» نمی‎کنم. با او زبان دوم (و حتی زبان اول!) را تمرین نمی‎کنم. برای یاد دادن رنگ‎ها به او وقت نمی‎گذارم. دنبال بازی‎هایی برای تقویت هوشش نمی‎گردم. سعی نمی‎کنم گفتن جمله‎ها را به او یاد بدهم. اسباب‎بازی‎های فکری برایش نمی‎خرم. موتزارت برایش نمی‎گذارم.

به جایش می‎رویم روی تخت و یک ساعت تمام آن قدر قل می‎خوریم که هر دویمان از خنده نفس‎مان بند می‎آید.

می‎رویم حمام و من نرگس را می‎شورم و نرگس عروسک و کاسه‎ها و اردک و دیوارهای حمام و توالت فرنگی و لیف و پرده حمام و من را! مثل خل و چل‎ها ادای حرف زدن با هم را درمی‎آوریم.

او اصوات عجیب و غریب از حلقش درمی‎آورد و من با جدیت در مورد بحران خاور میانه، آب و هوا، آرشیو مجلات‎مان و کتابی که دارم می‎خوانم، جوابش را می‎دهم. با او حرف می‎زنم، نه برای این که روان‎شناس‎ها گفته‎اند با بچه حرف بزنید تا بچه باهوش شود و حرف بزند و ال و بل؛ برای این که از شنیدن صدایش لذت می‎برم. برای این که عاشق تلفظ "غ" و "ق" اش هستم!

بازی می‎کنیم، نه برای این که باهوش شود یا چیزی یاد بگیرد؛ برای این که بازی کردن کیف میدهد. بازی‎ها را بر اساس میزان آموزش‎شان انتخاب نمی‎کنم. بر اساس حجم خنده‎های نرگس انتخاب می‎کنم. برای همین است که همیشه رتبه اول قل خوردن توی تشک و پتو و بالش است، بی آن که هیچ بار آموزشی‎ای داشته باشد!

من کاری ندارم به این که روان‎شناس‎ها چی گفته‎اند یا متخصصین آی‎کیو و ای‎کیو و کیو‎های دیگر! من دارم بچه خودم را بزرگ می‎کنم، نه بچه آن‎ها را. و یک بچه خوشحال معمولی را به بچه‎ای با کلی معلومات، ترجیح می‎دهم.

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:42 ] [ دی جی تنها ]

خداوند هیچوقت به حال خود رهایمان نمی کند

دست نوشته | خداوند هیچوقت به حال خود رهایمان نمی کند انسان ها به طور ذاتی دوست دارند که زندگیشان همیشه به دقت طراحی شود مثلاً یک شغل خوب و موفق، روابطی هماهنگ و بادوام و زندگی امن و راحتی داشته باشند. ما زندگی را می خواهیم که همیشه بتوانیم احساسات و عواطف خود را تحت کنترل داشته باشیم.
 

دوست داریم زندگیمان متعادل و همراه با آرامش باشد. به همین دلیل است که وقتی موقعیت های غیرقابل پیش بینی به طور ناگهانی برنامه هایی که به دقت طراحی کرده ایم را برهم می زند، نمی دانیم چه باید بکنیم. معمولاً واکنشی منفی خواهیم داشت.

خیلی وقت ها این موانع علائم هشداری است که توسط خداوند برایمان فرستاده می شود تا از گرفتن تصمیمات نادرست و رفتن به راه اشتباه جلوگیری کنیم.

می بینید؟ خداوند به ما اراده و اختیار داده است تا هر طور که دوست داریم زندگی کنیم اما با مسئولیتی که مکلف می کند زندگیمان را در جهت شکوه و جلال بیشتر خداوند پیش ببریم. با این حال در اکثر مواقع بدون توجه به هدفی که خداوند برای ما تدارک دیده است، هر طور که دوست داریم زندگی می کنیم.

همیشه بر چیزهایی که می خواهیم اصرار می ورزیم و اگر آن را به دست نیاوریم، خدا را زیر سوال می بریم. ادعا می کنیم که خدا عادل نیست و همیشه می خواهد اول رنج بکشیم و فطرتمان را ثابت کنیم. اما در آخر بعد از همه آن عذاب ها و سختی ها، می فهمیم که خداوند دلایل خود را دارد و دلایل او همیشه به صلاح ماست.

من چنین تجربه ای داشتم، تجربه ای که به خاطر آن و رابطه مصیبت بارم، خدا را زیر سوال بردم.

من زنی شاغل هستم و زندگیم به آرامی و با برنامه پیش می رفت. با مردی که چون از نظر مالی کاملاً باثبات بود و خوب با هم راه می آمدیم، باور داشتم که سرنوشت من است یک رابطه عاشقانه داشتم. حتی برنامه ازدواج هم داشتیم.

اما از بازی روزگار او برای ماموریت کاری مجبور به رفتن به کشوری خارجی شد و همانجا ماندگار شد. به نظر می آمد خدا روزگار را بر علیه من می چرخاند. با تصور اینکه او هیچوقت راضی نخواهد شد، از سر ناچاری تصمیم گرفتم با او رابطه ام را تمام کنم. اما در کمال تعجب دیدم که او هم قبول کرد. مجبور بودم سر تصمیمم بایستم. باید می گذشتم و زندگیم را پیش می بردم.

این تجربه ای بود که به من ثابت کرد نباید هیچوقت در عصبانیت و ناچاری تصمیم بگیرم. اما فرصت پشیمانی نبود چون تصمیم خودم بود.

روزها و شب ها به درگاه خدا دعا می کردم و از او می خواستم که مداخله کند و اوضاع را برایم درست کند. در قلبم ترس و شک ریشه دوانده بود. بعد از این چه بر سرم می آمد؟ اما خدا ساکت بود.

دو هفته تمام افسرده و بدبخت بودم. فقط با خواندن قرآن و دعا بود که کمی قدرت پیدا می کردم. گاهی اوقات نیمه شب بخاطر ترس از تنها ماندن لرزان از خواب می پریدم. آن روزها زمانی بود که تیرگی همه نگاه و فکر من را گرفته بود. از تنها زندگی کردن، از اینکه هیچ مردی دوستم نداشته باشد، می ترسیدم.

زمان برای من خیلی زود می گذشت. روزی با آیه ای در قرآن مواجه شدم که باعث شد بفهمم خداوند هیچوقت هیچکس را در زمان درد و اندوه به حال خود رها نمی کند. فقط باید همه چیز را به خدا بسپارید و خواهید دید که بارتان را سبک تر می کند. این دقیقاً همان اطمینان خاطری بود که به دنبال آن بودم. این پاسخ همه شک ها و تردیدهایم بود. مطمئناً اگر قدرت تحمل آن را نداشتم خداوند هیچوقت این درد را نصیب من نمی کرد.

خداوند اگر عشقی برای جایگزین کردن نداشته باشد، هیچوقت اجازه نمی دهد عشقی را از دست بدهم. وقتی بالاخره این خقیقت را پذیرفتم که بین من و آن مرد هیچ چیز دیگری باقی نمانده است، به این عقیده رسیدم. این زمانی بود که تصمیم گرفتم همه چیز را به خدا واگذار کنم تا من را با معجزات خود غافلگیر کند.

این همان زمانی بود که به این نتیجه رسیدم که خدا برنامه های بیشتری برای من دارد. بعد از آن بود که روحم تازه شد و دیگر از ترس و شک و تردید رنج نمی بردم. وقتی فردی مردد باشد، هیچوقت نمی تواند به آرامش برسد. اما وقتی تصمیم می گیرد که ترس و تردید خود را رها کند، کم کم اطمینان پیدا می کند و درهای فرصت های جدید را به سمت خود باز می کند.

من بالاخره این واقعیت که آن مرد دیگر هیچوقت برنمی گشت و من باید با این مسئله کنار بیایم و آن را فراموش کنم را قبول کردم. من این فرصت را که خدا اراده کرده بود به هر دلیلی برای من اتفاق بیفتد را قبول کردم. آن دلایل ممکن است برای من مشخص نباشند اما می دانستم که زمانی خواهد رسید که بتوانم قدردان آن تجربه دردناک باشم.

به همین ترتیب بود که زندگی من سپری شد، با ذوقی تازه عشق به کارم را دوباره به دست آوردم. به خاطر این دیدگاه های تازه توانستم خیلی زود او را فراموش کنم. دیگر آماده بودم که با آدم های جدیدی آشنا شوم که ممکن بود دوستشان داشته باشم.

اما خداوند هیچوقت به شما نمی گوید که کدامیک از آن افرادی که با آنها آشنا می شوید بالاخره بخشی از زندگی شما خواهند شد. گاهی اوقات، حتی ممکن است آن افراد را نبینید چون هیچوقت انتظار نداشته اید به سمت شما بیایند. متوجه نمی شوید که خدا دوباره اتفاقاتی کاملاً غیرقابل انتظار برایتان تدارک دیده است. خدا همین است!

هیچوقت راه را به شما نشان نخواهد داد. باید خودتان با دعاها، نیایش ها و امیدهایتان راه را کشف کنید و گاهی اوقات انتخاب خدا برای شما ممکن است آن انتخابی نباشد که خودتان می خواهید. اما در آخر، اگر خدا خواسته باشد، سرنوشت زندگی های شما را به هم می رساند تا بتوانید همدیگر را دوست داشته باشید.

بله، من هم درست در غیرقابل انتظارترین جای ممکن با عشقم روبرو شدم. این عشق اعتماد و ایمان من به خدا را محکم تر می کند زیرا می دانم اتفاقات خوب هم ممکن است بیفتد. باید بگویم با فردی آشنا شدم که بسیار بهتر از آن فرد قبلی بود. حقیقتاً خدا نمی خواسته که من با آن عشق بمانم زیرا عشق بزرگتری برای من داشته که رضایت و خوشبختی را برایم به ارمغان آورده است.

در واقع خدا همیشه به ما نظر دارد و هیچوقت ما را به حال خود رها نمی کند ...

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:39 ] [ دی جی تنها ]

نصایح زرتشت

اندیشه های ماندگار | نصایح زرتشت 1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
 

2. قبل از جواب دادن فکر کن
3. هیچکس را تمسخر مکن
4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
5. خود برای خود، زن انتخاب کن
6. به ضرر و دشمنی کسی راضی مشو
7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی
15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز
22. هرگز ترشرو و بدخو مباش
23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین
26. چالاک باش تا هوشیار باشی
27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند.


[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:36 ] [ دی جی تنها ]

دلایل مهمی که مردان شما را ترک می کنند

خانه و خانواده | دلایل مهمی که مردان شما را ترک می کنند این مطلب را به دقت بخوانید و با استفاده از آن به استحکام عشق تان با شریک زندگی خود کمک کنید
 

بعد از اتمام یک ارتباط رمانتیک و نزدیک، همه آدم ها احساس قربانی شدن دارند و حتی یک لحظه هم به این فکر نمی کنند که ممکن است خودشان مقصر اصلی از هم پاشیدگی ارتباط شان باشند. هرچند زنان در مقایسه با مردان بیشتر سراغ کتاب های مربوط به روان شناسی روابط می روند اما این زنان هستند که 2 برابر مردان به جدایی فکر می کنند. بیشترین شکایت زنان این است که مردان از حل مشکلات زناشویی طفره می روند و در مقابل مردان ساکت و آرام همه چیز را تحمل می کنند و خودشان را قربانی یک ارتباط ناموفق می دانند اما بالاخره در جایی و در لحظه ای خاص این مردان هستند که کاملا غیرمنتطره دست های شان را به نشانه تسلیم بالا می آورند و اینجاست که حتی بهترین و برازنده ترین زن ها هم نمی توانند مانع تصمیم جدایی باشند که شریک شان گرفته است. اما چرا؟

وقتی مردان کم می آورند
اگر یک خانم جوان هستی و به تازگی از شریکت جدا شده ای بهتر است به جای قربانی فرض کردن خودت، کمی منطقی در مورد جدایی بین خود و همسرت فکر کنی و برای همین قبل از هر چیز باید با ذهنیت مردان و احساسات درونی شان در مورد زنان آشنا شوی. تقریبا می شود گفت درصد زیادی از مردان این دیدگاه را در مورد شریک شان دارند که چرا با همه تلاش و توجه نسبت به ارتباط زناشویی شان، همچنان مورد انتقاد و سرزنش خانم ها قرار می گیرند. آن ها معتقدند، زنان تنها برای شکایت آفریده شده اند. حالا چه شکایت و انتقاد شما درست و بجا باشد و چه نباشد، سرزنش کردن زنان حتی می تواند بهترین و رمانتیک ترین ارتباط ها را هم از هم بپاشاند.

مردان دوست ندارند مورد انتقاد قرار بگیرند و از زنانی که می خواهند آن ها را با توجه به سلیقه خود تغییر دهند بیزارند، حتی اگر عاشق شریکشان باشند. مردان به دنبال زنانی هستند که آن ها را همان جوری که هستند بپذیرند. اگر در یک ارتباط موفق و پرسوز و گداز عاشقانه هستید و عادت به غر زدن و انتقاد از شریک تان دارید، به زودی شاهد فرار همسرتان خواهید بود. بهتر است تا دیر نشده یاد بگیرید که شریک تان را همان طور که هست دوست داشته باشید.

این کار، مردان را فراری می دهد
مردان از گریه کردن زنان بیزارند، به خصوص زنانی که حتی در ساده ترین و کوچک ترین بحث ها اشک شان در می آید نمی توانند در دراز مدت مورد علاقه و توجه یک مرد قرار بگیرند. مردان عاشق زنان منطقی هستند و این همان ویژگی است که دوست دارند همسرشان آن را داشته باشد. زنانی که می خواهند مردان را تحت کنترل خود در بیاورند نمی توانند ارتباط پایداری را داشته باشند. موضوع مهم دیگر بحث آزادی مردان است. بعضی از مردان آنقدر در ارتباط های شان توسط شریک شان محدود می شوند که حتی نمی تواند با دوستان و همکاران خود فضایی برای صحبت و ارتباط داشته باشند و این اتفاق زنگ خطری است که باید جدی اش گرفت. مردان نیاز به فضا دارند و اگر این فضا را از آن ها سلب کنید دیر یا زود آن ها شما را ترک خواهند کرد.

زنان مستقل مراقب باشند
استقلال داشتن و روی پای خود ایستادن، ویژگی خیلی خوبی است اما اگر یک خانم هستی یادت باشد خیلی این خصوصیتت را به رخ شریکت نکشی. مردان از زنانی که تمام کارهای شان را بدون کمک همسرشان انجام می دهند فراری هستند، آن ها دل شان می خواهد که زنان روی قدرت و حمایت آن ها حساب کنند و در واقع تکیه گاه شما باشند. البته یادتان باشد نباید در این موضوع خیلی زیاده روی کرد چون به همان اندازه ای که زنان بسیار مستقل می توانند مردان را از خود دور کنند، زنان خیلی محتاج و کسانی که حتی برای خرید خمیر دندان به کمک شریک شان نیازمندند، مورد تنفر و بیزاری مردان قرار می گیرند. شاید برای تان غیرمنطقی به نظر برسد اما این تصمیم شماست که بین یک ارتباط پایدار و ناپایدار یک کدام را انتخاب کنید.

دلیل مهمی که زنان، مردان را ترک می کنند
دلایلی که مردان، زنان را به خاطر آن ترک می کنند خیلی بیشتر از دلایلی است که زنان به خاطر آن مردان را ترک می کنند و جالب اینجاست که زنان در بیشتر بحث ها و مشکلات به دنبال راه حل هستند هرچند 2 برابر مردان به جدایی فکر می کنند و در این شرایط مردان با بروز یکی از دلایلی که برای تان گفتیم و ادامه پیدا کردن آن، آسان ترین راه را جدایی می دانند. زنان به دنبال توجه مردان هستند و دوست دارند مرکز توجه شریک شان قرار بگیرند. بی توجهی حتی بیشتر از کتک و آزار و اذیت های فیزیکی می تواند زن را نسبت به مرد سرد کند.

بیشترین شکایت زنان در مورد مردان، روی این موضوع است که چرا مردان در تصمیم گیری های شان نظر و دیدگاه آن ها را نمی پرسند. مردانی که نسبت به کارهای شریک شان بی تفاوت هستند و در کارهای مورد علاقه شان، مشوق خوبی نیستند، به تدریج باعث دوری و سردی روابط می شوند. زنان، مردانی که خیلی تودار هستند را نمی پسندند و در عوض دوست دارند شریک شان در مورد احساسات و باورهایش با آن ها صحبت کند. آ ن ها از مردان مرموز بیزار هستند. در اختلاف های زناشویی مردانی که عادت به معذرت خواهی ندارند باعث آزار شریک شان می شوند و این موضوع در درازمدت باعث جدایی ارتباط خواهد شد. با این وجود زنانی که محبت و توجه کافی را از سمت شریک شان دریافت کنند می توانند سخت ترین شرایط را هم تحمل کنند و این همان اصل مهمی است که مردان باید به آن عمل کنند.

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:35 ] [ دی جی تنها ]

نگاه بزرگان جهان به مقوله موفقیت

اندیشه های ماندگار | نگاه بزرگان جهان به مقوله موفقیت تصمیم گرفتیم که جمله های شخصیت های مختلف را درباره «موفقیت» نقل کنیم؛ تا بدانید و باخبر باشید که دیگران درباره مفهوم موفقیت، چه گفته اند و چه نظراتی دارند.
 

برای جست و جوی این جمله ها هم از سایت ره پو که بانک سخنان بزرگان است، سود برده ایم. این شما و این هم جمله هایی درباره موفقیت. امیدواریم همیشه موفق باشید؛ در سال و دهه ای که تازه شروع شده است.

• از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است. (شکسپیر)

• به گمان من انسان برای موفقیت در زندگانی باید بتواند در چهار زمینه استاد شود: مناسبات، تدارکات، نگرش و رهبری. (جان ماکسول)

• میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد. (اریسون سووت ماردن)

• موفقیت کلید شادی نیست، شادی کلید موفقیت است؛ اگر آنچه انجام می دهی دوست بداری، موفق خواهی بود. (هرمن کین)

• همه خوشبختی ها و موفقیت هایی که به من روی آورده، از درهایی وارد شده که آنها را به دقت بسته بودم. (لرد بایرون)

• راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن. (آنتونی رابینز)

• موفقیت بر روی ستون های شکست شکل می گیرد. (سری چتری)

• نمی توانم فرمول موفقیت را برای شما بیان کنم؛ اما اگر فرمول شکست را می خواهید آن است که بکوشید همه را راضی نگه دارید. (اسوپ)

• موفقیت، کم و بیش در دسترس همه هست، اما دامنه توفیق در زندگانی شخص، بدون توان رهبری محدود است. (جان ماکسول)

• شکست بیش از موفقیت آموزنده است؛ کسی که هیچ گاه اشتباه نمی کند، هرگز به جایی نمی رسد. (راکفلر)

• شکست یک عامل نیروبخش است، نه یک بازدارنده؛ هر شکست بذری از موفقیت در دل دارد. (ناپلئون هیل)

• کارایی اساس بقا است، اما لازمه موفقیت ثمربخش بودن است. (جان ماکسول)

• موفقیت در این نیست که چه چیزی در پیش رو داریم، موفقیت در این است که چه چیزی در پشت سر به جا می گذاریم. (کریس ماسگرو)

• هرکس خواهان موفقیت است باید یاد بگیرد که ناکامی جزء حتمی فرایند پیشرفت است. (برادرز)

• من معتقدم موفقیت زمانی به دست می آید که یک قدم جلوتر برویم؛ یعنی ضمن استقبال از ناملایمات و سختی ها شکست را بخشی از زندگانی خود بدانیم. (جان ماکسول)

• علت موفقیت آدم های موفق این است که خرد خود را در کوره های ناکامی پیدا کرده اند. خرد حاصل از کامیابی بسیار اندک است. (ویلیام سارویان)

• موفقیت، مساوی با رسیدن به هدف نیست، بلکه خود سفر است. (جان ماکسول)

• مهم ترین عنصر فرمول موفقیت عبارت است از شیوه کنار آمدن با مردم. (تدی روزولت)

• اگر آن قدر ضعیف و ناتوان نبودم که برای زنده ماندن خود ناگزیر به کوشیدن باشم، هرگز نمی توانستم به چنین کارهایی دست بزنم و به موفقیت برسم. (چارلز رابرت داروین)

• موفقیت تنها نصیب معدودی می شود و این در حالی است که کثیری از مردم در رویای موفقیت به سر می برند. (جان جانسون)

• رمز موفقیت، پایبندی به هدف در زندگی است. (بنجامین دیزرائیلی)

• همه چیز به طرز برخورد و نگرش شما بستگی دارد. مسایل می توانند شما را با مشکل یا با موفقیت رو به رو سازند. (جان ماکسول)

• موفقیت مانند کشتی گرفتن با یک گوریل است. وقتی که خسته شدید، دست از مبارزه نمی کشید، بلکه هنگامی می توانید استراحت کنید که گوریل را از پای درآورده باشید. (روبرت اشتراوس)

• یادگیری مداوم حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه ای است که در آن فعالیت می کنید؛ هر روز چیز جدیدی بیاموزید. (برایان تریسی)

• نخستین قانون موفقیت، تمرکز است. (ویلیام ماتیوس)

• تنها ابزار موفقیت که به یقین به آن نیاز دارید، صرف نظر از این که کارتان چیست این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می رود کارآیی داشته باشید و به ارایه خدمات بپردازید. (آگ ماندینو)

• بسیاری از افراد خوب موفقیت را می بینند. برای من موفقیت با تکرار خطا و درون بینی آن به دست می آید. در حقیقت، موفقیت حاصل یک درصد کار است که خود از 99 درصد خطا به دست آمده است. (سوشیرو هوندا)

• زمانی که دانش یک مرد برای موفقیت کافی است، اما تقوای او کافی نیست، هرچه را که او ممکن است به دست آورد دوباره از دست خواهد داد. (کنفسیوس)

• بزرگ ترین موفقیت عبارت است از اعتماد یا سازش کامل بین اشخاص صمیمی. (رالف والدو امرسون)

• اگر کسی استعداد طبیعی داشته باشد بازهم باید برای موفقیت تمرین کند و آماده شود. (جان ماکسول)

• کسی که از تمام کمک های خارجی چشم بپوشد و آن را دور اندازد و شخصا وارد میدان شود و به نیروی خود بر پا ایستد، کسی است که نیرومندی و موفقیت را برایش پیش بینی می کنم. (رالف والدو امرسون)

• اگر حداکثر تلاش خود را کرده اید، حتما به موفقیت هایی هم رسیده اید. قرار نیست همه به نهایت برسند. همه بهترین فروشنده یا بهترین بازیکن بسکتبال نخواهند شد، با وجود این شما هم می توانید یکی از بهترین ها باشید. (مایکل جردن)

• موفقیت خود را با موفقیت دیگران پیوند دهید تا آنان شما را به جلو برانند و موجب حداکثر پیشرفت شما شوند. (جوزف مک کلندون)

• موفقیت از آن کسانی نیست که هرگز دچار ناکامی نشده اند، بلکه متعلق به کسانی است که هرگز برای از سر گرفتن مبارزه، بیم و هراسی ندارند. (هانری کپ)

• علاقه، اندیشه و مطالعه چیزهایی هستند که شما را به سوی موفقیت سوق می دهند. (وس رابرتز)

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 23:34 ] [ دی جی تنها ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

لینک های مفید
امکانات وب